تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٣
كاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَ إِنْ يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ». «١»
در حقيقت، توجه به غير خدا به خاطر اين است كه:
يا آنها را سرچشمه خيرات.
و يا برطرفكننده مصائب و مشكلات مىدانند، همان طور كه خضوع تا سر حدّ پرستش در برابر صاحبان قدرت و زر و زور نيز يكى از اين دو انگيزه را دارد.
آيه فوق مىفرمايد: اراده خداوند بر همه چيز حكومت مىكند، اگر نعمتى را از كسى سلب كند و يا نعمتى را به كسى ارزانى دارد، هيچ منبع قدرتى در جهان نيست كه بتواند آن را دگرگون سازد.
پس چرا در برابر غير خدا سر تعظيم فرود مىآورند؟
تعبير به «يَمْسَسْكَ» در مورد «خير» و «شرّ» كه از ماده «مسّ» گرفته شده، اشاره به اين است كه: حتى كوچكترين خير و شرّى بدون اراده و قدرت او ممكن نيست.
اين موضوع، نيز لازم به تذكر است كه: آيه فوق، با صراحت كامل عقيده «ثَنَوِيّين» (دوگانهپرستان) را- كه قائل به دو مبدأ خير و شرّ بودند- ردّ مىكند و هر دو را از ناحيه خدا مىداند.
ولى در جاى خود گفتهايم كه: «شرّ مطلق» در جهان وجود ندارد و بنابراين،