تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٦
هلاكت مىشوند؟
دليل آن همان چيزى است كه در چند آيه قبل به آن اشاره شد، كه: اگر نبوت جنبه شهود و حسّى پيدا كند، يعنى با آمدن فرشته، غيب تبديل به شهود گردد، و همه چيز را با چشم ببينند، آخرين مرحله اتمام حجت انجام شده است؛ چرا كه دليلى بالاتر از اين تصور نمىشود.
با اين حال، اگر كسى مخالفت كند كيفر و مجازات او قطعى خواهد بود، ولى خداوند به خاطر لطف و مرحمت بر بندگان و براى اين كه: فرصتى براى تجديد نظر داشته باشند، اين كار را نمىكند.
مگر در موارد خاصى كه مىداند طرف، آمادگى كامل و استعداد پذيرش دارد.
يا در مواردى كه طرف مستحق نابودى است، يعنى اعمالى انجام داده است كه استحقاق مجازات الهى را دارد.
در اين موقع، به تقاضاى او ترتيب اثر داده مىشود و به هنگامى كه قبول نكرد، فرمان نابودى او صادر مىگردد.
***
در آيه بعد به پاسخ دوم مىپردازد و آن اين كه: پيامبر صلى الله عليه و آله به مقتضاى مقام رهبرى و عهدهدار بودن امر تربيت مردم، و سرمشق عملى به آنها دادن، لازم است از جنس خود مردم و همرنگ و هم صفات آنها باشد و تمام غرائز و صفات انسان در او وجود داشته باشد؛ زيرا فرشته علاوه بر اين كه: براى بشر قابل رؤيت نيست. نمىتواند سرمشق عملى براى او گردد، چون نه از نيازها و دردهاى او آگاه است و نه به وضع غرائز و خواستههاى او آشنا است.
و به همين دليل، رهبرى او نسبت به موجودى كه از هر جهت با وى فرق