تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٥
تفسير:
بهانهجوئىها
يكى ديگر از عوامل كفر و انكار، بهانهجوئى است، گر چه بهانهجوئى معلول عوامل ديگر از جمله تكبر و خود خواهى مىباشد.
ولى تدريجاً به عنوان يك روحيه منفى در مىآيد و خود يك عامل براى عدم تسليم در برابر حق مىگردد.
از جمله بهانهجوئىهائى كه مشركان در برابر پيامبر صلى الله عليه و آله داشتند و در چندين آيه از قرآن به آن اشاره شده و در آيه مورد بحث نيز آمده است اين است كه: آنها مىگفتند: چرا پيامبر صلى الله عليه و آله به تنهائى به اين مأموريت بزرگ دست زده است؟
«چرا موجودى از غير جنس بشر، و از جنس فرشتگان او را در اين مأموريت همراهى نمىكند»؟ «وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ».
مگر مىتواند انسانى كه از جنس ما است به تنهائى بار رسالت را بر دوش كشد؟
در حالى كه با وجود دلائل روشن و آيات بينات بر نبوت او، جائى براى اين بهانهجوئىها نيست.
به علاوه، فرشته نه قدرتى بالاتر از انسان دارد و نه آمادگى و استعدادى براى رسالت بيش از او، بلكه به مراتب انسان از او آمادهتر است.
قرآن با دو جمله كه هر كدام استدلالى را در بر دارد به آنها پاسخ مىگويد:
نخست اين كه: «اگر فرشتهاى نازل شود، و سپس آنها ايمان نياورند، به حيات همه آنان خاتمه داده خواهد شد» «وَ لَوْ أَنْزَلْنا مَلَكاً لَقُضِيَ الأَمْرُ ثُمَّ لا يُنْظَرُونَ».
اما چرا با آمدن فرشته و همراهى او با پيامبر صلى الله عليه و آله، منكران گرفتار مرگ و