تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٦
يعنى ابتدائىترين شرط هدايت و راهيابى، كه تحقيق و جستجوگرى است در آنها وجود ندارد، نه تنها شور و عشق يافتن حق در وجود آنان نيست كه همانند تشنگانى كه به دنبال آب مىدوند، در جستجوى حق باشند، كه اگر چشمه آبى زلال بر در خانه آنها بجوشد صورت از آن برگردانده و اصلًا به آن نگاه نمىكنند، حتى اگر اين آيات از طرف پروردگار آنها باشد (ربّهم) و به منظور تربيت و و تكامل خود آنها نازل گردد!
اين روحيه منحصر به دوران جاهليت و مشركان عرب نبوده، الآن هم بسيارى را مىبينيم كه در يك عمر شصت ساله، حتى، زحمت يك ساعت تحقيق و جستجو درباره خدا و مذهب به خود نمىدهند.
سهل است اگر كتاب و نوشتهاى در اين زمينه به دست آنها بيفتد به آن نگاه نمىكنند، و اگر كسى با آنها در اين باره سخن گويد، گوش فرا نمىدهند.
اينها جاهلان لجوج و بىخبرى هستند كه ممكن است گاهى در كسوت دانشمند ظاهر شوند!
***
سپس به نتيجه اين عمل آنها اشاره كرده، مىفرمايد: «نتيجه اين شد كه: آنها حق را به هنگامى كه به سراغشان آمد تكذيب كردند» «فَقَدْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ».
در حالى كه اگر در آيات و نشانههاى پروردگار دقت مىنمودند، حق را به خوبى مىديدند و مىشناختند و باور مىكردند.
«و نتيجه اين تكذيب را به زودى دريافت خواهند داشت، و خبر آنچه را به باد تمسخر گرفتند به آنها مىرسد» «فَسَوْفَ يَأْتيهِمْ أَنْباءُ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ».
در دو آيه فوق، در حقيقت اشاره به سه مرحله از كفر شده كه، مرحله به