تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٢
يَسْتَقْدِمُونَ: «هنگامى كه اجل آنها فرا رسد، نه ساعتى به عقب مىافتد و نه جلو» «١» در اينجا منظور از اجل همان مرگ حتمى است.
بنابراين، آيه مزبور تنها مربوط به موردى است كه انسان به عمر نهائى خود رسيده است، و اما مرگهاى پيشرس را به هيچ وجه شامل نمىشود.
در هر صورت، بايد توجه داشت هر دو اجل، از ناحيه خدا تعيين مىشود:
يكى به طور مطلق، و ديگرى به عنوان مشروط و يا معلق، درست مثل اين كه مىگوئيم: اين چراغ بعد از بيست ساعت بدون هيچ قيد و شرط خاموش مىشود، و نيز مىگوئيم اگر طوفانى بوزد بعد از دو ساعت، خاموش خواهد شد، در مورد انسان و اقوام و ملتها نيز چنين است؛ مىگوئيم: «خداوند اراده كرده است كه فلان شخص يا ملت پس از فلان مقدار عمر به طور قطع از ميان برود» و نيز مىگوئيم: «اگر ظلم و ستم و نفاق و تفرقه و سهلانگارى و تنبلى را پيشه كنند، در يك سوم آن مدت از بين خواهند رفت» هر دو اجل از ناحيه خدا است يكى مطلق و ديگرى مشروط.
از امام صادق عليه السلام در ذيل آيه فوق چنين نقل شده كه فرمود: هُما أَجَلانِ أَجَلٌ مَحْتُومٌ وَ أَجَلٌ مَوْقُوفٌ:
«اين اشاره به دو نوع اجل است، اجل حتمى و اجل مشروط». «٢»
و در احاديث ديگرى كه در اين زمينه وارد شده، تصريح گرديده است كه: