تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٠
تو نيستند)؛ و اگر آنان را ببخشى، توانا و حكيمى.
تفسير:
بيزارى مسيح از شرك پيروانش
اين آيات، پيرامون گفتگوى خداوند با حضرت مسيح عليه السلام در روز رستاخيز بحث مىكند، به دليل اين كه در چند آيه بعد، مىخوانيم: هذا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِيْنَ صِدْقُهُمْ: «امروز روزى است كه راستگوئى راستگويان به آنها سود مىدهد» «١» و مسلّماً منظور از آن روز قيامت است.
به علاوه جمله «فَلَمَّا تَوَفَّيْتَني كُنْتَ أَنْتَ الرَّقيبَ عَلَيْهِمْ»، دليل ديگرى بر اين است كه اين گفتگو بعد از دوران نبوت مسيح عليه السلام واقع شده است و شروع آيه با جمله «قال» كه براى زمان ماضى است مشكلى ايجاد نمىكند؛ زيرا در قرآن بسيار ديده مىشود كه مسائل مربوط به قيامت به صورت زمان ماضى ذكر شده كه اشاره به قطعى بودن قيامت است، يعنى وقوع آن در آينده چنان مسلّم است كه گوئى در گذشته واقع شده، و با صيغه فعل ماضى از آن ياد مىشود.
به هر حال، آيه نخست مىگويد: خداوند در روز قيامت به عيسى عليه السلام «مىفرمايد: آيا تو به مردم گفتى كه من و مادرم را علاوه بر خداوند معبود خويش قرار دهيد، و پرستش كنيد»؟ «وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُوني وَ أُمِّيَ إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ».
شك نيست كه: مسيح عليه السلام چنين چيزى را نگفته است و تنها دعوت به توحيد و عبادت خدا نموده.
ولى منظور از اين استفهام، اقرار گرفتن از او در برابر امتش، و بيان