تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٧
بحث شد و خلاصه، يك احتمال اين است كه: مراد از آن فرشته وحى «جبرئيل» مىباشد.
و احتمال ديگر اين كه: منظور همان نيروى غيبى است كه عيسى عليه السلام را براى انجام معجزات و تحقق بخشيدن به رسالت مهمش، تقويت مىكرد، اين معنى در غير انبياء نيز به درجه ضعيفتر وجود دارد.
آنگاه مىافزايد: ديگر از مواهب الهى بر تو اين است كه: به تأئيد روح القدس «با مردم در گهواره و به هنگام بزرگى و پختگى سخن مىگفتى» «تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَ كَهْلًا».
اشاره به اين كه: سخنان تو در گاهواره همانند سخنان تو در بزرگى، پخته و حسابشده بود، نه سخنان كودكانه و بىارزش.
و موهبت ديگر اين كه: «كتاب و حكمت و تورات و انجيل را به تو تعليم دادم» «وَ إِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الإِنْجيلَ».
ذكر «تورات» و «انجيل» بعد از ذكر كتاب، با اين كه از كتب آسمانى است، در حقيقت از قبيل تفصيل بعد از اجمال است.
و چهارمين موهبت اين كه: «از گِل به فرمان من چيزى شبيه پرنده مىساختى سپس در آن مىدميدى، و به اذن من پرنده زندهاى مىشد» «وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْني فَتَنْفُخُ فيها فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْني».
پنجمين موهبت اين كه: «كور مادرزاد و كسى كه مبتلا به بيمارى پيسى بود را به اذن من شفا مىدادى» «وَ تُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَ الأَبْرَصَ بِإِذْني».
ششمين موهبت اين كه: «مردگان را به اذن من زنده مىكردى» «وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى بِإِذْني».
و بالاخره هفتمين موهبت از مواهب من بر تو اين بود كه: «بنىاسرائيل را از