تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٩
إِنَّا إِذاً لَمِنَ الظَّالِمينَ».
در حقيقت اولياى ميت روى اطلاعاتى كه از قبل درباره اموال و متاع او به هنگام مسافرت يا غير مسافرت داشتهاند، گواهى مىدهند كه: دو شاهد نخست مرتكب ظلم و خيانت شدهاند و اين شهادت جنبه حسّى پيدا مىكند نه حدسى و از روى قرائن.
***
در آخرين آيه مورد بحث، در حقيقت فلسفه احكامى را كه در زمينه شهادت در آيات قبل گذشت چنين بيان مىكند: «اين كار بيشتر سبب مىشود كه به حق گواهى دهند (و از خدا بترسند) و يا (از مردم) بترسند كه (دروغشان فاش گردد و) سوگندهائى جاى سوگندهاى آنها را بگيرد» «ذلِكَ أَدْنى أَنْ يَأْتُوا بِالشَّهادَةِ عَلى وَجْهِها أَوْ يَخافُوا أَنْ تُرَدَّ أَيْمانٌ بَعْدَ أَيْمانِهِمْ».
اگر طبق دستور بالا عمل شود يعنى دو شاهد را بعد از نماز و در حضور جمع به گواهى بطلبند، و در صورت بروز خيانت آنها، افراد ديگرى از ورثه جاى آنها را بگيرند و حق را آشكار سازند، اين برنامه سبب مىشود كه شهود در امر شهادت دقت به خرج دهند و آن را بر طبق واقع- به خاطر ترس از خدا يا به خاطر ترس از خلق خدا- انجام دهند.
در حقيقت، اين كار سبب مىشود كه حد اكثر ترس از مسئوليت در برابر خدا و يا بندگان خدا در آنها بيدار گردد و از محور حق منحرف نشوند.
و در آخر آيه براى تأكيد روى تمام احكام گذشته دستور مىدهد:
«پرهيزگارى پيشه كنيد و گوش، به فرمان خدا فرا دهيد و بدانيد خداوند جمعيت فاسقان را هدايت نخواهد كرد» «وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اسْمَعُوا وَ اللَّهُ لايَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقينَ».