تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣١
و يا حتى خوردن شير و چيدن پشم و سوار شدن بر پشت آنها را مجاز نمىشمردند.
گاهى اين حيوانات را آزاد مىگذاشتند كه هر راهى مىخواهند بروند و كسى متعرض آنها نمىشد، يعنى عملًا حيوان را بلا استفاده و بيهوده رها مىساختند.
لذا قرآن مجيد مىفرمايد: «خداوند هيچ يك از اين احكام را به رسميت نمىشناسد، نه بحيرهاى قرار داده، نه سائبه، نه وصيله و نه حام» «ما جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحيرَةٍ وَ لا سائِبَةٍ وَ لا وَصيلَةٍ وَ لا حامٍ».
و اما توضيح اين چهار نوع حيوان:
١- «بَحيره»، به حيوانى مىگفتند كه: پنج بار زائيده بود و پنجمين آنها ماده- و به روايتى نر- بود، گوش چنين حيوانى را شكاف وسيعى مىدادند، و آن را به حال خود آزاد مىگذاشتند و از كشتن آن صرفنظر مىكردند.
«بحيره» از ماده «بحر» به معنى وسعت و گسترش است، و اين كه عرب دريا را بحر مىگويد، به خاطر وسعت آن است، و اين كه «بحيره» را به اين نام مىناميدند به خاطر شكاف وسيعى بود كه در گوش آن ايجاد مىكردند.
٢- «سائبه»، شترى بوده كه: دوازده- و به روايتى ده- بچه مىآورد، آن را آزاد مىساختند و حتى كسى سوار بر آن نمىشد، به هر چراگاهى وارد مىشد آزاد بود و از هر آبگاه و چشمهاى آب مىنوشيد كسى حق مزاحمت آن را نداشت، تنها گاهى از شير آن مىدوشيدند و به مهمان مىدادند (از ماده «سيب» به معنى جريان آب و آزادى در راه رفتن است).
٣- «وصيله»، به گوسفندى مىگفتند كه: هفت بار فرزند مىآورد و به روايتى به گوسفندى مىگفتند: كه دوقلو مىزائيد (از ماده «وصل» به معنى به هم