در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ٨٧
گوناگون حفظ كند. لغزشگاه هاى انسان ، بسيارند. برخى افراد را پول مى فريبد و اگر دينارى به او بدهى ، دينش را به تو مى فروشد. برخى از افراد را نيز مقام فريب مى دهد و اگر سخن ستايشگرانه اى به او بگويى ، از ارزش هايش دست بر مى دارد. برخى نيز اسير شهوت جنسى اند و... . بر اساس نظريه نياز ، تمامى اين موارد قابل توجيه است ؛ زيرا فقط نياز است كه نحوه عملكرد و رفتار انسان را تعيين مى كند ؛ امّا در تفكّر دينى ، نيازها در حكم پيش آمادگى ، مفهوم سازى مى شوند ؛ يعنى هر چند ممكن است باعث تقويت و جهت دهى به بعضى از رفتارها شوند ، ولى به تنهايى نمى توانند توضيح دهند كه : چرا مردم اين گونه عمل مى كنند ؟ در اين رويكرد ، اين «هدف» است كه جهت گيرى رفتار را مشخّص مى كند. اهداف از كجا مى آيند؟ اهداف ، ممكن ، است ريشه در زيست شناسى ، يادگيرى و آرمان هاى اعتقادى ما داشته باشند. از آيات و روايات استفاده مى شود كه انسان ها داراى اراده هستند. معنى اراده ، آن است كه مردم مى توانند سرنوشت خود را خلق كنند. به بيان ديگر ، آنها مى توانند در باره رسيدن به بعضى از اهداف يا انجام دادن كارهايى كه در سير تكاملى آنها مؤثر هستند تصميم بگيرند. از اين منظر ، افراد به جاى آن كه به نيروهايى كه بر آنها وارد مى شود واكنش منفعلانه نشان دهند ، مى توانند با بهره گيرى از نيروى عقل و خِرد و به صورت فعّالانه ، دنيايى را بسازند كه در آن ، خود را موفّق و پيشرو ببينند. از نظر آيات و روايات ، براى اعمال و رفتار انسان ، دو جهت مى توان در نظر گرفت : ١ . جهت مثبت كه معمولاً از آن به خويشتندارى از گناه و تقوا تعبير مى شود ؛ ٢ . جهت منفى يا آنچه به فجور ياد شده است. بر حَسَب اين برداشت ، فجور و تقوا را مى توان در يك پيوستار و داراى سلسله مراتب در نظر گرفت.