در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ٣٠٣
سرعت ، شروع به قرار دادن برگ هاى درختان بهشتى بر خود كردند تا آنها را بپوشانند » . از اين تعبيرات ، استفاده مى شود كه آدم و حوّا هنگام برهنه شدن ، ناراحت شدند و براى رهايى از اين حالت ، به برگ هاى درختان پناه آوردند و خود را با آنها پوشاندند. اين در حالى است كه آنها همسر بودند و جايز بود در مقابل همديگر برهنه شوند. از سوى ديگر ، هيچ كس در آن جا نبود كه آنها را ببيند ؛ ولى با وجود اين ، آنها از همديگر حيا كردند. اين نشان مى دهد كه حيا جنبه فطرى دارد. همچنين قرآن در داستان يوسف عليه السلام به موضوعى اشاره مى كند كه از آن ، فطرى بودن حيا استفاده مى شود. زن عزيز مصر ، وقتى خواست از يوسف عليه السلام كام بگيرد ، درها را بست تا كسى او را نبيند . [١] امام زين العابدين عليه السلام مى فرمايد : لَمَّا هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِهَا قَامَتْ إِلَى صَنَمٍ فِى بَيْتِهَا فَأَلْقَتْ عَلَيْهِ مُلَاءَةً لَهَا، فَقَالَ لَهَا يُوسُفُ عليه السلام : مَا تَعْمَلِينَ؟ فَقَالَتْ: أُلْقِى عَلَى هَذَا الصَّنَمِ ثَوْباً لَا يَرَانَا فَإِنِّى أَسْتَحْيِى مِنْهُ . فَقَالَ يُوسُفُ: أَنْتِ تَسْتَحْيِينَ مِنْ صَنَمٍ لَا يَسْمَعُ وَ لَا يُبْصِرُ وَ لَا أَسْتَحْيِى أَنَا مِنْ رَبِّى !؟ در اين هنگام ، [ زليخا ] با پارچه اى روى بُت خود را پوشاند. يوسف عليه السلام از او پرسيد : «چرا اين كار را كردى؟» . گفت : از بت ، حيا مى كنم . يوسف عليه السلام گفت : «تو از بت حيا مى كنى ؛ ولى من از خدا حيا نكنم!؟» . [٢] از اين جريان ، مشخّص مى شود كه حيا امر فطرى است ؛ زيرا زنى مثل زليخا هم ، چنين احساسى دارد . [٣]
٢ . نگرش هاى مذهبى و نقش آن در تقويت حيا
علاوه برفطرت ، باورهاى دينى و نگرش هاى مذهبى نيز در حيا مؤثّر است. ايمان و نگرش هاى مذهبى ، باعث مى شود حيا به عنوان گرايشى فطرى در فرد ، شكوفا شود.
[١] « وَ غَلَّقَتِ الْأَبْوَ بَ » (يوسف ، آيه ٢٣) .[٢] تفسير كشف الأسرار و عدّة الأبرار ، ج ٥ ، ص ٥٨ .[٣] ر. ك : حجاب و نقش آن در سلامت ، ص ٧٩ ـ ٨٨ .