در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ٢٥٨
نزد پيامبر خدا بوديم كه شخصى نزد ايشان آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! من از فاصله هفت منزلى به اين جا آمده ام و سختى و مشكلات بسيارى را در اين سفر ، تحمّل كرده ام تا از تو در باره دو خصلت سؤال كنم . پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود : «نامت چيست؟» . گفت : زيد الخيل [١] . حضرت فرمود : «[ از اين پس ، ] تو زيد الخير هستى . اينك سؤال خود را بپرس ، كه بسا نكته پيچيده اى كه در باره اش پرسيده اند [ تا روشن شده است ]» . گفت : از تو در باره اين دو چيز مى پرسم : نشانه خداوند متعال در كسى كه او را مى خواهد و نشانه اش در كسى كه او را نمى خواهد . بپرسم . فرمود : «شب را چگونه به صبح آوردى؟» . گفت : «در حالى به صبح آوردم كه نيكى را و هر كه آن را انجام دهد ، دوست دارم و اگر خودم آن را انجام دهم ، يقين به پاداشش دارم و اگر آن را هنوز انجام نداده باشم ، مشتاق و شيفته اش هستم . پيامبر خدا به او فرمود : هان! اين ، همان نشانه خداوند در كسى است كه او را مى خواهد . و امّا نشانه اش در كسى كه او را نمى خواهد ، آن است كه اگر تو را براى ديگران بخواهد ، تو را براى آنان آماده مى كند و اهمّيتى هم نمى دهد كه در كدام وادى هلاك مى شوى» . [٢] در باره اهمّيت مهرورزى به نيكان هم روايات بسيارى وارد شده است . از جمله ، پيامبر خدا مى فرمايد : وُدُّ الْمُؤْمِنِ لِلْمُؤْمِنِ فِى اللّه ِ مِنْ أَعْظَمِ شُعَبِ الإِيمَانِ . [٣] محبّت مؤمن به مؤمن در راه خدا ، از بزرگ ترين شاخه هاى ايمان است .
[١] خيل به معناى گله اسبان و توسّعا به معناى دسته و لشكر است .[٢] كتاب السنّة ، ص ١٨٠ ؛ المعجم الكبير ، ج ١٠ ، ص ٢٠٢ ؛ كنز العمّال ، ج ١١ ، ص ١٠٥ ؛ دوستى در قرآن و حديث ، ص ٤٤٢ .[٣] الكافى ، ج ٢ ، ص ١٢٥ ؛ تحف العقول ، ص ٤٨ ؛ وسائل الشيعة ، ج ١٦ ، ص ١٦٦ ؛ بحار الأنوار ، ج ٦٩ ، ص ٢٤٠ ؛ دوستى در قرآن و حديث ، ص ١٩٢ .