در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ٣٣٣
٤ . توانش هاى ويژه
بخشى ديگر از ويژگى هاى انسان را مى تواند در بُعد توانش هاى او رهيابى كرد . انسان ، داراى توانش ها (توانايى ها) و فرصت هايى (امكاناتى) است كه هيچ موجود ديگرى ندارد . خداوند ، انسان را با خلافت ، برترى داد و از مخلوقات ، تنها او را به اين مقام برگزيده است . خداوند ، در قرآن مى فرمايد : «وَ إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَئِكَةِ إِنِّى جَاعِلٌ فِى الْأَرْضِ خَلِيفَةً . [١] و [ به ياد آر ] آن گاه كه پروردگارت به فرشتگان گفت : من در زمين ، جانشين قرار خواهم داد » . با توجّه به سخن فرشتگان و سؤال آنها ، منظور از اين خليفه ، انسان است ، نه فقط آدم عليه السلام ، چنان كه در ادامه آيه آمده است : «قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَ يَسْفِكُ الدِّمَآءَ . گفتند : آيا كسى را در آن مى آفرينى كه تبهكارى كند و خون ها بريزد؟!» . از اين آيه ، به خوبى دانسته مى شود كه ظرفيت خليفة اللّهى در همه افراد نوع انسان ، نهادينه شده است . در اين جهت ، هيچ تفاوتى بين آدم عليه السلام و افراد عادى ديگر وجود ندارد . نهايت تفاوتى كه به نظر مى رسد ، اين است كه در آدم عليه السلام اين ظرفيت در اندك زمانى به فعليت رسيد ، چنانچه آفرينش او نيز با انسان هاى ديگر ، متفاوت بود . امّا در ديگران ، توانش خليفة اللّهى بسيار پيچيده است و رشد و شكوفايى آن ، نيازمند زمان و زمينه هاى بيشترى است . درست همان طورى كه قابليت هاى اساسى ديگر ممكن است در جريان رشد با مانع روبه رو شود ، ممكن است ضعف هاى اساسى در تحقّق بخشيدن به ظرفيت خليفة اللّهى نيز شكل بگيرد . بنا بر اين ، ظرفيت خليفة اللّهى به عنوان يك قابليت و توانش ويژه در نهاد و فطرت همه افراد نوع انسان ، قرار داده شده است . آيه ٣٠ سوره بقره كه خلافت الهى را براى همه انسان ها مطرح كرده ، در واقع ، ناظر به اين مرتبه است . امّا رسيدن به مقام خليفة اللّهى و احراز اين منصب ،
[١] . بقره ، آيه ٣٠ .