در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ٣٨٤
اگر باورها و اعتقادات افراد تقويت شود و ساز و كارهاى خويشتندارى از انحرافات جنسى در زمينه هاى مختلف ديدارى ، شنيدارى ، بين فردى و رفتارى به آنان آموزش داده شود ، بدون شك ، بخش عمده اى از مشكلات جامعه حل خواهد شد. اسلام ، در مورد كيفيت ارتباط با جنس مخالف و ظاهر شدن در انظار عمومى ، احكام خاصّى دارد كه اگر با دقّت به آنها عمل شود ، فساد از جامعه ، ريشه كن خواهدشد. در اين جا به طور مختصر ، نقش تقوا را در تنظيم تعامل با جنس مخالفْ بيان نموده ، به دستورهاى اسلامى در اين زمينه اشاره مى كنيم.
تقوا و كيفيت تعامل و ارتباط با جنس مخالف
تعامل و ارتباط با جنس مخالف در دوره نوجوانى و جوانى از اهمّيت ويژه اى برخوردار است. هم چنان امكان آسيب پذيرى آن نيز در اين دوره ، بيش از هر زمان ديگرى است ؛ زيرا با بيدار شدن غريزه جنسى ، توجّه به مسائل عاطفى و جذّابيت هاى ظاهرى جنس مخالف ، بيشتر مى شود. موريس دبس ، در اين باره مى گويد: تأثيرات غريزه جنسى در دوره بلوغ ، آن قدر قوى است كه در واقع ، مركز تحريكات مستقيم براى تمام خواسته هاى اعضاى مختلف بدن مى گردد. وجود آن ، به كلّى ، زندگى و روابط بين فردى انسان را تحت تأثير قرار مى دهد. [١] به همين دليل ، نوعى كشش و جاذبه در رفتار با جنس مخالف مشاهده مى شود. در برخى موارد ، چنان التهاب و هيجان به اوج مى رسد كه آهنگ صدا ، حركات و حالات فرد را نيز تحت تأثير قرار داده و حتّى گاه هم سخن شدن و حسّ گرماى وجود ديگرى ، قلب را به تپش مضاعف ، وا مى دارد. خطر وسوسه شيطان در اين گونه موارد ، جاى ترديد ندارد. در چند سال اخير ، در مجلاّت و روزنامه ها ، بارها به موضوع روابط دختر و پسر ، پرداخته شده و به بهانه هاى مختلفى چون: كاهش حسّاسيّت ها ، شناخت قبل از ازدواج و فراهم شدن زمينه پيشرفت فرد و جامعه ، در اين باره سخن به ميان آمده
[١] چه مى دانم از بلوغ؟ ، موريس دبس ص ٤٦ .[٢] « قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللّه َ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَا مَا ظَهَرَ مِنْهَا » (نور ، آيه ٣٠ و ٣١) .[٣] احزاب ، آيه ٣٢ .[٤] «من ملك شهوته كان تقيّا» (غرر الحكم ، ح ٨٢٨٤ ) .[٥] ر.ك : نهج البلاغة ، خطبه ١٩٣ .[٦] الخصال ، ص ٤٨٣ .[٧] همان جا .[٨] اعراف ، آيه ٢٦ .