در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ٢٦٢
اللّه ُ إِلَيْهِ: فَذَكِّرْهُمْ نِعْمَتِى وَ آلَائِى، فَإِنَّهُمْ لَا يَذْكُرُونَ مِنِّى إِلَا خَيْراً . [١] خداوند متعال به موسى عليه السلام وحى كرد كه : «اى موسى ! هم خودت مرا دوست بدار و هم مردم را دوستدار من كن» . موسى عليه السلام گفت : خدايا ! تو مى دانى كه هيچ كس نزد من ، محبوب تر از تو نيست . من ، تو را از هر كس بيشتر دوست مى دارم ؛ امّا قلوب بندگان تو در دست من نيست كه آنها را دوستدار تو گردانم . چه كنم؟ وحى شد كه : «اى موسى! نعمت ها و احسان هاى مرا به آنها يادآورى كن ، آنها دوستدار من خواهند شد . اگر توجّه كردند و نعمت هايم را متذكّر شدند ، در اين صورت ، به من علاقه مند مى شوند ، و جز به نيكى از من ياد نمى كنند» . بعيد نيست يكى از حكمت هاى اين كه خداوند در آيات متعدّد ، احسان ها و نعمت هاى خود را به بندگانش گوشزد مى كند ، تقويت انگيزه خدادوستى در آنها باشد .
انواع احسان
تا اين جا دانسته شد كه يكى از عوامل برانگيزاننده محبّت ، احسان است . احسان به هر نوع مراقبت ، حمايت و كمكى كه سايرين به فرد ارزانى مى دارند ، گفته مى شود . در روايات ، به انواع احسان اشاره شده است كه برخى آنها عبارت اند از : الف ـ احسان عملى و مادّى ، كه شامل كمك هاى عملى و مادّى به فرد است ؛ مانند دادن پول ، غذا ، لباس يا كمك كردن در انجام دادن برخى كارها . احسان عملى و مادّى ، نقش اساسى در ايجاد محبّت دارد . پيامبر خدا مى فرمايد : مَنْ طَلَبَ مَحَبَّةَ النَّاسِ فَليَبذِل مَالَهُ . [٢] هر كه خواستار دوستى مردم است ، از مال خود به آنها بدهد . امام على عليه السلام مى فرمايد :
[١] غرر الحكم ، ح ٥٥١٨ ؛ عيون الحكم و المواعظ ، ص ٢٨١ ؛ ميزان الحكمة ، ج ٣ ، ص ١٢٠٤ .[٢] نهج البلاغة ، حكمت ٥٠ ؛ وسائل الشيعة ، ج ١٢ ، ص ١٥٨ ؛ بحار الأنوار ، ج ٧٤ ، ص ١٧٨ .[٣] كتاب من لايحضره الفقيه ، ج ٤ ، ص ٣٨١ ؛ تحف العقول ، ص ٣٧ ؛ وسائل الشيعة ، ج ١٦ ، ص ١٨٤ ؛ دوستى در قرآن و حديث ، ص ٩٢ .[٤] الأمالى ، صدوق ، ص ٤٤٦ ؛ علل الشرائع ، ج ١ ، ص ١٣٩ .[٥] علل الشرائع ، ج ٢ ، ص ٦٠٠ ؛ بحار الأنوار ، ج ١٧ ، ص ١٤ .[٦] بحار الأنوار ، ج ٧٠ ، ص ٢ ؛ قصص الأنبياء ، ص ٣٤٦ .[٧] كنز العمّال ، ج ٦ ، ص ٣٩١ .[٨] غرر الحكم ، ح ٥٥١٠ ؛ عيون الحكم و المواعظ ، ص ٢٨٢ ؛ ميزان الحكمة ، ج ٥ ، ص ٢٣٤٦ .[٩] غرر الحكم ، ح ٣٠٦ ؛ عيون الحكم و المواعظ ، ص ٦٢ ؛ ميزان الحكمة ، ج ٥ ، ص ٢٤٢٨ .[١٠] عوالى اللآلى ، ج ١ ، ص ٢٩٤ ؛ بحار الأنوار ، ج ٧٧ ، ص ١٦٦ .[١١] الجامع الصغير ، ج ١ ، ص ٥١٨ ؛ كنز العمّال ، ج ٦ ، ص ١١١ .[١٢] نحل ، آيه ١٤ .[١٣] غرر الحكم ، ح ٤٨١٢ ؛ عيون الحكم و المواعظ ، ص ٢٢٨ .[١٤] تحف العقول ، ص ٤٥ ؛ مشكاة الأنوار ، ص ١٣٨ ؛ بحار الأنوار ، ج ٧٧ ، ص ١٤٨ .[١٥] الكافى ، ج ٢ ، ص ٦٤٢ ؛ وسائل الشيعة ، ج ١٢ ، ص ٥٢ ؛ مشكاة الأنوار ، ص ١٤٤ .[١٦] انعام ، آيه ١٣٣ .[١٧] التحقيق فى كلمات القرآن الكريم ، ج ٨ ، ص ١٨٦ .[١٨] غافر ، آيه ٧ .[١٩] الصحيفة السجّاديّة ، ص ٣٤٥ ؛ مصباح المتهجّد ، ص ٦٩٦ ؛ إقبال الأعمال ، ج ٢ ، ص ١٠٨ ؛ المصباح ، كفعمى ، ص ٢٤٩ .[٢٠] جلوه هاى رحمت در نظام هستى ، ص ١٢ .[٢١] نهج البلاغة ، خطبه ٨٣ .[٢٢] ر. ك : دوستى در قرآن و حديث ، ص ٨٠ ـ ٨٩ .