در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ٤٧
كارل ويليامز (١٣٨٢ م ) كه ابعاد و كاركردهاى مختلف دين را مورد بررسى قرار داده ، تصريح مى كند كه دين با تنظيم رفتار ، در ارتباط نزديك است . [١] اگرچه شناخت ، شخصيت و باورهاى اعتقادى افراد ، عامل هاى عمده تأثيرگذار بر رفتارها شمرده مى شوند ، اما روان شناسى ، زمانى دراز بر نقش اين عوامل در تنظيم رفتار ، چشم پوشيده بود و پژوهشگران در دهه هاى اخير به اين زمينه ها بويژه نقش باورهاى دينى در تنظيم رفتار توجّه كرده اند . در حال حاضر ، تحقيقات ، در صدد تبيين فرآيندهاى پيچيده خودتنظيمى رفتار با در نظر گرفتن تعامل بين چند عامل است . [٢] با آنچه گفته شد ، در مى يابيم كه تنظيم رفتار از يك موضوع كاملاً زيستى و فيزيولوژيك ، به رويكرد شناختى و همراه با تأكيد بر نگرش ، تكامل يافته است . امروزه تعداد زيادى از روان شناسان ، نقش نگرش ، به طور عام و نقش نگرش مذهبى (مانند اعتقاد به حضور خداوند ، كيفر اعمال و عالم پس از مرگ) به طور خاص را در تنظيم رفتار ، مورد نظر قرار داده اند . بنا بر اين ، كاملاً منطقى است كه اين سؤال را مطرح كنيم كه : آيا مى توان با حفظ و تقويت باورهاى دينى افراد ، الگوهاى خودتنظيمى نوينى به دست آورد؟ اين ، سؤالى است كه در بخش هاى بعدى ؛ به طور مفصّل به آن پرداخته مى شود .
خلاصه فصل
تنظيم رفتار در عرصه فعاليت هاى انسانى ، كوششى در جهت بهبود رفتارها تلقى مى شود . تنظيم رفتار ، از يك طرف مى تواند از بروز رفتارهاى نامطلوب و نابه هنجار پيشگيرى كند و از طرف ديگر به رشد و تقويت رفتارهاى مثبت كمك نمايد . تنظيم و تغيير رفتار به صورت مجموعه دانش منظّم ، در اواخر دهه ١٩٣٠ و اوايل دهه ١٩٤٠ ميلادى موجوديت يافت . اسكينر نشان داد كه چگونه مى توان اعمال و رفتار آدميان را در شرايط مختلف
[١] دين و روان شناسى ، ص ٦٨ .[٢] . Self - regulation: a brief review.