در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ٦٩
جدال پيشه ، [١] فخرفروش ، [٢] عجول ، [٣] مغرور و كم ظرفيت [٤] معرّفى شده و از سوى ديگر ، موجودى برگزيده و گرامى [٥] دانسته شده كه داراى روحى ملكوتى است نفخه الهى ، [٦] خداآشنا [٧] و كمال طلب [٨] است و درك علمى او به حدّى است كه فرشتگان الهى ، از نيل به آن مقام ناتوان اند و به همين جهت ، ملائكه مأمور مى شوند تا در برابر مقام شامخ او سجده كنند . در اين جا ، اين سوال مطرح مى شود كه : حقيقت انسان چيست ؟ و بين اين دو دسته اوصافى كه براى انسان بيان شده ، چگونه مى توان جمع كرد؟ در پاسخ بايد گفت: اين صفات و ويژگى ها ، اشاره به آن است كه طبيعت ، آدمى تركيب يافته از گرايش هاى متضاد است. خداوند ، نيروها ، غرايز و صفاتى در انسان قرار داده كه بالقّوه ، وسيله تكامل و ترقّى او محسوب مى شوند ؛ امّا هنگامى كه همين صفات در مسير انحرافى قرار گيرند و از آنها سوء استفاده شود ، مايه نكبت ، بدبختى ، شر و فساد خواهند بود. بنا بر اين ، هر دسته از اوصاف ، ناظر به يكى از ابعاد وجودى انسان است.
نفس و انگيزه هاى آن
در آيات و روايات ، از نفس و قواى آن به عنوان عوامل زمينه ساز رفتار ياد شده و تصريح شده است كه هر فرد بر طبق ويژگى هاى شخصيتى و نيازها و انگيزه هاى درونى خود ، عمل مى كند. خداوند ، در اين باره مى فرمايد :
[١] «وَ لَقَدْ صَرَّفْنَا فِى هَـذَا الْقُرْءَانِ لِلنَّاسِ مِن كُلِّ مَثَلٍ وَ كَانَ الْاءِنسَـنُ أَكْثَرَ شَىْ ءٍ جَدَلًا» (كهف ، آيه ٥٤ ) .[٢] «وَ لَـلـءِنْ أَذَقْنَـهُ نَعْمَآءَ بَعْدَ ضَرَّآءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّـ?اتُ عَنِّى إِنَّهُو لَفَرِحٌ فَخُورٌ» (هود ، آيه ١٠) .[٣] «وَ كَانَ الْاءِنسَـنُ عَجُولًا» (اسرا ، آيه ١١) و «خُلِقَ الْاءِنسَـنُ مِنْ عَجَلٍ» (انبيا ، آيه ٣٧) .[٤] «إِنَّ الْاءِنسَـنَ خُلِقَ هَلُوعًا»(معارج ، آيه ١٩) .[٥] «وَ لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِى ءَادَمَ» (اسرا ، آيه ٧٠) .[٦] «وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِى» (حجر ، آيه ٢٩) .[٧] «فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِى فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا» (روم ، آيه ٣٠) .[٨] «يَـأَيُّهَا الْاءِنسَـنُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَـقِيهِ»(انشقاق ، آيه ٦) .