در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ٨٣
نيروى عقل ، دعوت كننده انسان به سوى خير و نيكى و سعادت است و هواى نفس ، دعوت كننده انسان به سوى طغيان ، گناه و سقوط است . پيروزى و حاكميت عقل ، مشروط به مخالفت با هوا و هوس هاى نفس است. اگر نيروى عقل ، در مملكت وجود انسان غالب باشد ، نفس آدمى نيز فرمان بردار دستورهاى عقل خواهد شد. اگر هوا و هوس هاى حيوانى در مملكت وجود انسان حاكم شد ، نفس ، فرمان بردار هواها و خواهش هاى حيوانى مى گردد. به اعتبار اين كه كدام يك از دو سازه روانى عقل و جهل در كشور وجود انسان حاكم باشد ، دو وضعيت پيش مى آيد:
١ . حكومت عقل و اسارت جهل
پيش از اين گفتيم كه بر سرِ تصاحب نفس و فرمان روايى بر كشور وجود انسان ، عقل و جهل در نبرد دائمى با يكديگرند كه نتيجه آن ، پيروزى يكى و شكست ديگرى است. در بهترين وضعيت ، آن كه پيروز شود ، امير و گرداننده نفس شده ، و آن كه شكست خورده ، اسير و تحت سلطه ديگرى قرار مى گيرد. در صورتى كه عقل پيروز شود ، حكومت و فرمان روايى كشور وجود انسان به او تعلّق مى گيرد و هوس ها و خواهش هاى نفسانى ، تحت كنترل او مى شود. در اين صورت ، فرد از يك نظام ويژه روانى و شخصيتى بر خوردار مى شود كه اعمال و رفتار او را در همه زمينه ها مديريت مى كند. نتيجه اى كه از آن به دست مى آيد ، فلاح و رستگارى است. على عليه السلام در اين باره مى فرمايد : فَازَ مَن غَلَبَ هَوَاهُ وَ مَلَكَ دَوَاعِى نَفسِهِ . [١] رستگار شد آن كه بر هوس خويش چيره گشت و انگيزه هاى نفسانى اش را مهار كرد. افرادى كه به چنين مهارتى دست مى يابند ، از سلامت شخصيت و روحيه اى بالا برخوردارند. امام على عليه السلام در وصف آنها مى فرمايد :
[١] غرر الحكم ، ح ٦٥٤١ ؛ ميزان الحكمة ، ج ١٤ ، ص ٦٧٠٦ .