در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ٢٤٥
فصل ششم : مِهروَرزى (محبّت)
مقدّمه
يكى ديگر از اصول و آموزه هايى كه در تنظيم رفتار مى تواند نقش داشته باشد ، دوستى و محبّت است . محبّت ، عبارت است از نوعى علاقه ، ميل و كشش عاطفى نسبت به چيزى يا كسى كه براى انسان ، خوشايند و دل پذير است . محبّت ، بيشتر در روابط بين فردى به وجود مى آيد . از اين منظر ، همه انسان ها نيازمند دوستى و برقرارى ارتباط با ديگران هستند . انسان در هر مرحله از رشد و تحوّل خود ، محتاج گروه يا فردى است كه به او تعلّق داشته باشد . اين گروه ، در ابتدا خانواده ، سپس مدرسه و همسالان و در مرحله بعد ، جامعه و افراد آن است . منابع پژوهشى گسترده اى از اثربخشى فرآيند محبّت (مِهروَرزى) در تنظيم و كنترل رفتار ، حمايت مى كنند . روان شناسان اجتماعى ، برخى از جنبه هاى روابط اجتماعى را ـ كه جذّابيت ، عشق و صميميت ، مهم ترين آنها هستند ـ ، كشف كرده اند . در آموزه هاى دينى ، محبّت خدا ، امامان معصوم عليهم السلام و اولياى دين ، مطرح شده است . در اين قسمت ، ضمن اشاره به چيستى و جايگاه محبّت ، نقش آن را در تنظيم رفتار ، بررسى مى كنيم .