در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ٣١٤
احذَر كُلَّ أَمرٍ إِذَا ظَهَرَ أَزرَى بِفَاعِلِهِ وَ حَقَّرَهُ . [١] بپرهيز از هر عملى كه وقتى آشكار شود ، فاعل خود را خوار و حقير مى سازد . به اين مضمون ، روايات ديگرى نيز وارد شده است. آنچه مهم است ، تحليل روان شناختى اين روايات است. براى تشريح و تفسير روايات ياد شده ، ابتدا لازم است به اين نكته اشاره كنيم كه هرچه زبان كلامى از توصيف پديده هاى محسوس و عينى ، دور باشد و به تجريد و تصميم ، گرايش يابد ، به همان نسبت ، ابهام ، عدم درك و سوء تفاهم ، افزايش پيدا مى كند. يكى از روش هاى مؤثّر در اين گونه موارد ، همتاسازى با موارد عينى و الگوهايى است كه براى همه قابل فهم اند. در اين رويكرد ، حيا از ديگران به مثابه يك الگو تلقّى مى شود. اين الگو به ما امكان مى دهد تا حيا از خود را حتّى اگر به طور كامل همانند الگو نباشد و فقط شبيه باشد ، باز شناسيم. از اين رو ، روايات در جستجوى شواهدى در باب حيا از ديگران به عنوان ابزار بازشناسى بوده ، به مواردى اشاره مى كند كه ما را در فهم معناى حيا از خود و فرآيند تحقّق آن ، يارى كند .
اصول اوّليه در ايجاد و تقويت حيا از خود
١ . پرورش شاهدِ درون . شاهدى در درون ما وجود دارد كه بايد پرورش يابى شده ، و بازشناخته شود. ٢ . درك حضور شاهدِ درون . اعتقاد به اين است كه شاهدى از درون ، همواره بر اعمال و رفتار ما نظارت دارد. ٣ . همتاسازى خلوت و جلوت . وقتى پذيرفتيم كه شاهدى از درون ، همواره بر اعمال و رفتار ما نظارت دارد ، در اين صورت ، مرز ميان خلوت و جلوت برداشته مى شود ؛ يعنى همان گونه كه در حضور ديگران نمى توانيم هر كارى را انجام دهيم ، اين ايده در ما تقويت مى شود كه در حضور شاهدِ درون نيز نبايد هر كارى را انجام دهيم.
[١] غرر الحكم ، ح ٣١١٤ ؛ عيون الحكم و المواعظ ، ص ١٢١ .[٢] غرر الحكم ، ح ٦٣٦٩ ؛ عيون الحكم و المواعظ ، ص ٣٤٩ .[٣] الجامع الصغير ، ج ١ ، ص ٥١٦ ؛ كنز العمّال ، ج ٣ ، ص ٢٤ .[٤] غرر الحكم ، ح ٤٧٨٥ .[٥] تحف العقول ، ص ٢٢٣ ؛ بحار الأنوار ، ج ٧٨ ، ص ٦٣ ؛ ميزان الحكمة ، ج ١١ ، ص ٥٥١٤ .[٦] نهج البلاغة ، نامه ٦٩ ؛ مستدرك الوسائل ، ج ١٢ ، ص ٢١٢ ؛ بحار الأنوار ، ج ٣٣ ، ص ٥٠٨ .[٧] عدّة الداعى ، ص ٢١٤ ؛ بحار الأنوار ، ج ٧١ ، ص ٣٦٩ .[٨] غرر الحكم ، ح ٢٥٩١ ؛ عيون الحكم و المواعظ ، ص ١٠٣ .