در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ٣٣٢
ـ خداشناسى . از ديگر توانايى هاى شناختىِ انسان ، خداشناسى است كه ريشه هاى آن به فطرت بر مى گردد . اصطلاحاتى كه در كتاب هاى اخلاقى و فلسفى در اين زمينه به كار مى رود ، آگاهى هاى فطرى يا ادراكات فطرى است . از آيات و روايات ، مكاشفات عرفانى و دلايل فلسفى ، چنين بر مى آيد كه شناخت خداوند ، از شناخت هاى فطرى بشر است كه در طول تاريخ ، همراه او بوده است . امام خمينى رحمه اللهافزون بر اصل وجود خدا ، اعتقاد و شناخت نسبت به برخى از صفات الهى ، مانند «توحيد» و اين را كه ذات الهى ، مستجمع جميع صفات كمال است ، فطرىِ بشر مى داند . [١] به اين ترتيب ، برخى از مفسّران ، گراميداشت انسان را از سوى خدا ، به توانايى هاى شناختى ، مانند تعقُّل و تفكّر ، درك حقايق هستى و خداشناسى ، تفسير كرده اند . [٢]
٣ . گرايش هاى متعالى
انسان علاوه بر شناخت هاى فطرى ، داراى اميال و گرايش هاى فطرى نيز هست ؛ يعنى ذاتا به چيزهايى ميل درونى دارد . در تعداد اين گرايش ها اتّفاق نظر وجود ندارد ؛ ولى معمولاً از چهار گرايش به عنوان گرايش هاى متعالى نام مى برند : حقيقت جويى ، ميل به فضائل اخلاقى ، زيبايى طلبى ، و حسّ مذهبى . [٣] اين قابليت ها و گرايش ها در نهاد و فطرت انسان ، به وديعت نهاده شده است . يكى از گرايش هاى متعالى انسان ، گرايش به معنويت و حسّ پرستش است كه بر اساس آن ، انسان خودش را با خدا مرتبط داشته ، مى خواهد به اين حقيقت نزديك شود و او را بپرستد . چه بسا منظور از گراميداشت انسان نيز همين خصوصيت او باشد ؛ يعنى خداوند با قرار دادن ميل به پرستش ، انسان را بر بسيارى از موجودات برترى داده است .
[١] . چهل حديث ، ص ١٧٩ و ١٨٠ .[٢] . تفسير نمونه ، ج ١٢ ، ص ١٩٨ .[٣] . همان جا .