در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ٢٩٤
تجربه كند. يافته ها نشان مى دهد كه ترس از تحقير شدن در موقعيت هاى اجتماعى ، بسيار شايع است ؛ امّا معمولاً ميزان ناراحتى به حدّى نيست كه از نظر نشانه شناسى ، عنوان هراس اجتماعى ، به صورت يك اختلال بر آن صدق كند. اضطراب اجتماعى ، بويژه در دوران كودكى و نوجوانى ، شيوع بيشترى دارد. براى مثال ، يك دختر نوجوان ممكن است از غذا خوردن در حضور ديگران ، بخصوص اگر ناآشنا باشند ، هراس داشته باشد.
٢ . احساس خجالت
يكى از جنبه هاى اضطراب اجتماعى كه به دليل ترس از ارزيابى پديد مى آيد ، احساس خجالت است. از نظر روان شناسى ، دليل عمده احساس خجالت ، داشتن عزّت نفسِ پايين است. [١] اين احساس ، اغلب در نتيجه برداشت ما از موقعيت هايى پيش مى آيد كه خود را در حد و اندازه انتظار ديگران نمى دانيم . بنا بر اين ، احساس خجالت در ما ، صرفاً در نتيجه قضاوت ديگران مى تواند ايجاد شود ؛ زيرا خود را با استانداردهايى كه آنها تعيين كرده اند ، مقايسه مى كنيم. ما با تصوير ذهنى از قيافه خوب و چهره زيبا متولّد نشده ايم و اين استانداردها را از تجارب زندگى مان در اين دنيا كسب مى كنيم. عدم هماهنگى با هنجارهاى جامعه ، مى تواند در ما ايجاد احساس خجالت كند. براى مثال ، در جامعه اى كه براى پول و تجمّلات زندگى ، ارزش بسيارى قائل اند ، افرادى كه وضعيت اقتصادى شان مناسب نيست ، احساس خجالت مى كنند. اين احساس ، باعث مى شود كه آنها از حضور در جمع و مشاركت با ديگران ، كناره گيرى نمايند. احساس خجالت ، به دليل ارتباطش با انزواى اجتماعى ، احساسى عذاب آور و ترسناك است . زمانى كه افراد ، احساس خجالت يا هراس اجتماعى مى كنند ، همين امر ، موجب بازدارى عملكرد آنان در موقعيت هاى اجتماعى مى گردد. در اين حال ، نه تنها افراد تمايل دارند خودشان را از ديدِ ديگران پنهان كنند ، بلكه ديگران هم وقتى مى بينند فردى با معيارهاى آنان تطابق ندارد ، او را طرد مى كنند و ناديده مى گيرند.
[١] حال برتر ، ص ١٢٨ ـ ١٣٣ .