در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ١٦٥
بنا بر اين ، نتيجه تفكر ، بينش و بصيرت است . بينش و بصيرت ، عبارت است از : يك نوع درك درونى كه انسان را با واقعيت پيوند مى زند ، به طورى كه احتمال خطا نزديك به صفر مى رسد. در لغت ، بينش و بصيرت را چنين معنا كرده اند : قُوَّةٌ لِلْقَلْبِ بِنُورِ الْقُدْسِ، يَرَى بِهَا ْ حَقَائِقَ الأَشْيَاءِ، وَ يُوَاطِنُهَا بِمثَابَةِ الْبَصَرِ لِلنَّفَسِ، يَرَى بِهِ صُوَرَ الأشيَاءِ وَ ظَوَاهِرَهَا . [١] ] بصيرت ، عبارت است از : ] قدرت درك درونى ، كه فرد با آن ، حقيقت و باطن اشيا را مى بيند ، همان طور كه چشم ، صورت و ظاهر اشيا را مى بيند . البته اين درك درونى ، با تأييد خداوند ، حاصل مى شود. بصيرت ، عنصر شناختى «اصل گذار» است كه در اثر تفكر حاصل مى شود. امام على عليه السلام مى فرمايد : فَإِنَّمَا الْبَصِيرُ مَنْ سَمِعَ وَ تَفَكَّرَ، وَ نَظَرَ وَ أَبْصَرَ، وَ انْتَفَعَ بِالْعِبَرِ . [٢] صاحب بينش ، كسى است كه از پى شنيدن ، بينديشد و با هر نگاه ، بينشى نو بيابد و از عبرت ها همواره سود برد. از اين روايت ، به خوبى دانسته مى شود كه بصيرت ، يك عنصر شناختىِ مهمّ اصل گذار است كه در نتيجه تفكر و به دنبال آن حاصل مى شود . در برخى روايات ، از آگاهى و بصيرتى كه در اثر تفكر حاصل مى شود ، تمجيد شده است ؛ چرا كه آگاهى ، انسان را از آنچه ديگران انجام داده اند ، مطّلع مى كند . [٣] معمولاً اين آگاهى با تصميم هاى بعدى كه فرد در زمينه هاى مختلف مى گيرد ، در هم مى آميزد .
[١] . التعريفات ، ص ٢٠ .[٢] . نهج البلاغة ، خطبه ١٥٣ ؛ تحف العقول ، ص ١٥٥ ؛ عيون الحكم و المواعظ ، ص ١٧٨ ؛ بحار الأنوار ، ج ٧٧ ، ص ٤٠٧ .[٣] . ر. ك : مصباح الشريعة ، ص ٢٠١ ؛ بحار الأنوار ، ج ٧١ ، ص ٣٢٦ .