در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ١٩٥
جهت بخشى و تنظيم اعمال و رفتار انسان با واژه ها و مفاهيمى چون اُسوه ، قُدوه ، مثال ، الگو ، مدل ، سرمشق و... بر مى خوريم . آنچه بيش از همه در كتاب هاى اخلاق و معارف دينى در اين زمينه به كار مى رود ، واژه «اُسوه» است . «اُسوه» در اصل ، معناى مصدرى دارد ؛ امّا كاربرد كنونى آن ، بيشتر به عنوان اسمى يا وصفى است. البته برخى از لغت شناسان به معناى وصفى اُسوه نيز اشاره نموده و بر آن صحّه گذاشته اند . صاحب لسان العرب ، در ذيل كلمه اُسوه مى نويسد : الاُسوةُ والإسوة : القدوه و يُقالُ : إئتس به أى إقتد به و كُن مثلُهُ ، فلانٌ يأتسى بِفُلانٍ ؛ أى يرضى لنفسِهِ ما رضيَهُ و يقتدى به و كان فى مثل حاله . والقوم اُسوةٌ فى هذا الأمر أى حالِهم فيه واحدةٌ . والتأسّى فى الاُمور : الاُسوة ، و كذلك المواساةِ . قال الهروى : تأسّى به أى اتّبع فعلَهُ و اقتدى به . [١] اُسوة و اِسوة : مقتدا . گفته مى شود : «ائتس به»، يعنى : به او اقتدا كن و همانند او باش . [جمله] «فلان يأتسى بفلان»، يعنى : آنچه او را خشنود مى سازد براى خود مى پسندد و به او اقتدا مى كند و به مانند حال او قرار مى گيرد . و [جمله ]«القوم اُسوة فى هذا الأمر»، يعنى : حالشان در اين امر ، يكسان است . و تأسّى در امور ، به معناى اُسوه است و همچنين است [واژه] مواسات . هروى مى گويد : «تأسّى به» ، يعنى : از رفتار او پيروى كرد و به او اقتدا نمود . فرهنگ سيّاح نيز اُسوه را به پيشوا و مقتدا تعريف كرده است . [٢] در كتاب مفردات ، اُسوه ، اين گونه تعريف شده است : الاُسوةُ و الإسوةُ كالقُدوة و القِدوةُ و هى الحالة التى يكون الإنسانُ عليها فى اتّباعِ غيرهِ ، إن حسنا و إن قبيحا . [٣] اُسوه و اِسوه (مانند قُدوه و قِدوه) ، عبارت است از حالتى كه انسان ، هنگام پيروى كردن از ديگران پيدا مى كند ، چه در امور خوب باشد ، يا امور زشت .
[١] لسان العرب ، ذيل واژه «أسو» .[٢] فرهنگ سيّاح ، ذيل واژه «اُسوه» .[٣] مفردات ألفاظ القرآن ، ص ١٨ .