در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ١٥٧
گذار ، سه جنبه زمانى ، مكانى و فضايى اند . اصل گذار ، ابزار ارزشمندى است كه ما را در برون رفت از «اين» ، «اين جا» و «اكنون» يارى مى كند . اين اصل ، ما را بر آن مى دارد تا بيشتر با ديد عارفانه و عبرت به پديده ها بنگريم. با توجّه به عناصر تشكيل دهنده اصل گذار و مبانى معرفت شناختى آن در آيات و روايات ، اينك به تعريف و ساز و كارهاى روان شناختىِ آن مى پردازيم.
تعريف «گذار»
بر طبق تعريف ، «گذار» حالتى است كه انسان را از شناخت چيزى كه ديده شده ، به چيزى كه ديده نشده ، مى رساند . در آيات و روايات براى اشاره به اصل گذار ، از واژه «عَبر» استفاده شده است . «عبر» از نظر ساختار ادبى ، مصدر است و به معناى «نفوذ كردن» و «گذشتن» به كار مى رود. [١] راغب ، واژه «عَبر» را اين گونه تعريف كرده است : أَصلُ العِبَرِ تَجَاوِزٌ مِن حَالٍ إِلَى حَالٍ . [٢] ] واژه «عبر» ] در اصل ، به معناى گذر كردن [ و انتقال ] از وضعيتى به وضعيتى ديگر است . اين مفهوم در آيات و روايات ، با ساختارهاى مختلفى از همان ريشه به كار رفته كه رايج ترين آنها عبارت اند از : «عبرة» «اعتبار» ، «اعتبروا» ، «تعتبرون و ... . البته در همه آنها معناى گذر و انتقال ، منظور شده است . و اين كه به اشك چشم ، «عَبرة» گفته مى شود ، به خاطر عبور قطرات اشك از چشم است . به كلمه «عبارت» نيز از اين رو عبارت مى گويند كه مطالب و مفاهيم را از كسى به ديگرى منتقل مى كند . و اطلاق «تعبير خواب» بر تفسير محتواى آن نيز به خاطر اين است كه انسان نيز از ظاهر به باطن آن منتقل مى كند . به همين مناسبت به حوادثى كه در گذشته اتفاق افتاده ، عبرت گفته مى شود ؛ چرا كه در آن نيز نوعى گذر و انتقال است . خلاصه ، گذر از حال به گذشته يا آينده ، به معناى رفتن و گذشته و آينده را دقيق
[١] . معجم مقاييس اللغة ، ج ٤ ، ص ٢٠٧ .[٢] . مفردات ألفاظ القرآن ، ص ٥٤٣ .