در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ١١٧
است كه ما به وسيله آن ، پاسخ هاى خود را در قالب رفتارهاى تازه ، منظّم و متشكّل مى سازيم . [١] علاوه بر تعريف هاى پيش گفته تعاريف ديگرى نيز در اين زمينه وجود دارند كه در آنها بر نقش تجربه در يادگيرى و تنظيم رفتار ، تأكيد شده است . بر اساس اين ديدگاه ، جز در مورد بازتاب هاى ابتدايى ـ كه به عنوان بخشى از سپرده هاى طبيعى در انسان وجود دارند ـ ، آدمى فاقد هر گونه خزانه فطرى رفتار است. كودكان با مجموعه اى از آواهاى ساده و بسيط ، متولد مى شوند و بعدها مى آموزند كه آن آواها را در گونه هاى وسيعى از كلمات و جملات تركيب كنند . شايد اين عناصر اوّليه آوايى ، در مقايسه با الگوهاى پيچيده اى كه بعدها از طريق تجربه آموخته مى شوند ، بسيار ناچيز بنمايد . موضع روان شناسى در باره تنظيم رفتار نيز تا حدود زيادى از «اصل تجربه» ، متأثر است . واتسون ، اسكينر ، پاولوف و ديگران معتقدند براى اين كه يك رفتار تحقق يابد يا از انجام آن بازدارى شود ، بايد قبلاً فرد ، آن را به طريقى تجربه كرده باشد . تبيين آنها اين است كه وقتى مردم با وقايع روزمرّه مواجه مى شوند ، فقط برخى از پاسخ هايشان موفق از كار در مى آيد و ديگر پاس خها بى اثرند و يا منجر به پيامدهاى تنبيه گر مى شوند . از مسير اين فرآيند تقويت افتراقى ، سرانجام ، اشكال موفق رفتار ، برگزيده و رفتارهاى بى اثر يا با پيامد منفى ، كنار گذاشته مى شوند . [٢] در ميان روان شناسان شايد بيش از همه ، اسكينر بر نقش «تجربه پيامد» در تنظيم رفتار ، تأكيد كرده است . اسكينر براى شناسايى تنظيم كننده هاى رفتار ، اصول شرطى سازى كنشگر را در موقعيت هاى گوناگون به كار بست . اكثر كارهاى اوّليه اسكينر با يك اتاقك كوچك آزمايش ـ كه در ادبيات روان شناسى به «جعبه اسكينر» شهرت يافته است ـ ، انجام شده اند . اين جعبه معمولاً
[١] . Crarrett, H.E (١٩٥٥). Cenral Psgchology. New York, P: ٢٥٦.[٢] تاريخچه و مكاتب روان شناسى ، ص ٥١١ ـ ٥٢٣ .