در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ١٩٢
منظور كه ويژگى هاى اين سرمشق ها مورد مشاهده و تقليد قرار گيرند. در طول قرن هاى متوالى ، يادگيرى مشاهده اى [١] بديهى انگاشته مى شد و معمولاً با اين فرض كه يك تمايل طبيعى در انسان ها براى تقليد آنچه در ديگران مشاهده مى كنند ، وجود دارد ، تبيين مى شد . بنا بر اين ، الگوپردازى ، از رويكردهاى فلسفى و روان شناختى عمده اى مثل يادگيرى مشاهده اى و تقليد و همانند سازى استفاده مى كند . از اين منظر ، الگوپردازى ، ويژگى فطرى و در عين حال مشتركى براى همه انسان هاست . در بين موجودات ، هيچ موجودى به اندازه انسان ، الگوپذير نيست و اگر مطالعه اى روى رفتارهاى انسان انجام شود ، روشن مى شود كه بسيارى از شيوه هاى رفتارى و گفتارى و حتّى شيوه هاى فكرى و اعتقادى او ، چه در جنبه مثبت و چه در جنبه منفى ، از راه تقليد و همانند سازى است. الگوپردازى ، در همه زواياى رفتار انسانى نفوذ دارد و مخرجِ مشترك حوزه هاى بسيار متفاوت رفتارهاى انسانى است. با اين كه ما معمولاً اصطلاح الگوپردازى و سرمشق گيرى را به حالت هاى ذهنى پيوند مى دهيم كه فرد به صورت آگاهانه به كار سرمشق گيرى و همانندسازى مى پردازد ؛ امّا تعريف عام تر از اين اصطلاح شامل ، هر گونه اثرپذيرى شناختى مقدّم بر تفكّر و ادراك نيز مى شود. ما در زندگى روزانه خود با مسائل بسيارى روبه رو مى شويم كه ما را ناگزير از اثرپذيرى ، گزينش اثرهاى بالقوّه و آزمون پاسخ ها در حلّ يك مسئله مى كند . ادوارد ثرندايك (١٩٠١) نخستين كسى بود كه سعى كرد در باره اصل الگوپردازى يا آنچه سرمشق گيرى خوانده مى شود ، به طور آزمايشى مطالعه كند . [٢] در سال ١٩٠٨ م ، جى. بى. واتسون ، [٣] پژوهش هاى ثرندايك را تكرار كرد ؛ امّا تحقيقات كامل تر را بندورا (١٩٦٥) و تولمن (١٩٣٠ ، ١٩٣٥) انجام دادند . [٤] بندورا (١٩٨٦) چهار فرآيند مؤثّر بر يادگيرى مشاهده اى را چنين نام برده است :
[١] . Observational Iearning.[٢] مقدّمه اى بر نظريه هاى يادگيرى ، ص ٨٨ ـ ١٦٠ .[٣] . Watson, T.B[٤] مقدّمه اى بر نظريه هاى يادگيرى : ص ٨٨ ـ ١٦٠ .