در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ٢٥٣
الْحَيَوةُ الدُّنْيَآ إِلَا مَتَاعُ الْغُرُورِ . [١] بدانيد كه زندگى دنيا ، بازى و سرگرمى و آرايش و فخرفروشى شما به يكديگر و فزون جويى در اموال و فرزندان است . [ مَثَل آنها ] چون مَثَل بارانى است كه رُستنى آن ، كشاورزان را به شگفتى اندازد . سپس [ آن كشت ]خشك مى شود و آن را زرد مى بينى . آن گاه ، خاشاك مى شود و در آخرت ، [ براى دنياپرستان ، ] عذابى سخت است و [ براى مؤمنان ] از جانب خدا ، آمرزش و خشنودى است ؛ و زندگى دنيا ، چيزى جز كالاى فريبنده نيست » . محبّت غير خدا ، مزاحم رسيدن به محبوب واقعى است و انسان را فريب مى دهد . تفاوت محبّت به خداوند و غير او ، مانند تفاوت تأثير داروى شفابخش و واقعى با داروى آرام بخش است . داروى آرام بخش ، درد را موقّتا تسكين مى دهد ، ولى درمان نمى كند و بيمار ، پس از مدّت كوتاهى ، دوباره به درد و رنج مبتلا مى شود . آلبرت انشتين ، از جمله كسانى است كه نياز دوستى با خدا را پايدار و اصيل دانسته اند و دوستى غير او را بى ارزش و غير واقعى توصيف كرده اند . وى در اين باره مى گويد : تجربه نشان مى دهد كه پدر و مادر ، نياكان و خويشان و حتّى رهبران و صاحبان قدرت مى ميرند . از سوى ديگر ، انسان در طول زندگى با نقص ها و فقدان هايى مانند : از دست دادن شغل ، سلامت ، مقام ، پول و ثروت و ... مواجه مى شود و در اين گونه موارد ، نياز به يك نيروى معنوى و مافوق بشرى را احساس مى كند كه از تمامى اين نقص ها و كاستى ها مصون باشد و همواره از او پشتيبانى و حمايت كند . [٢] بنا بر اين ، مهم ترين دليل در باره اهمّيت دوستى با خدا و نقش محورى آن ، پايدارى اين نوع محبّت و گذرا بودن محبّت هاى ديگر است . مؤمنان واقعى ، مى خواهند قلبشان آكنده از محبّت خداوند باشد تا هيچ محبّت ديگرى در آن جاى نگيرد . امام سجّاد عليه السلام در دعاى ابو حمزه ثمالى ، اين گونه دعا
[١] حديد ، آيه ٢٠ .[٢] دنيايى كه من مى بينم ، ص ٥٥ .