در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ٢٧٧
عاشقم مى شود ، و من نيز عاشق او مى شوم ، و در آن هنگام كه عشق طرفينى حاصل شد ، حجاب بين خودم و او را بر مى دارم» . از اين روايات ، استفاده مى شود كه «عشق به خدا» ، مرتبه بالاتر از محبّت به اوست و در گستره نيازهاى معنوى ، جزو فرا نيازهاست .
جمع بندى
از آنچه بيان شد ، به اين نتيجه رسيديم كه : نياز به دوستى و محبّت ، از نيازهاى اساسى انسان است كه ريشه در فطرت او دارد . اما براى اين كه در عمل ، ظهور و بروز پيدا كند ، به يك سرى عوامل و زمينه هاى بيرونى و محيطى نيازمند است . بر حسب آموزه هاى دينى ، احسان ، آشنايى و شباهت و كاشتن محبّت ، از مهم ترين عوامل ايجاد محبّت اند . مسئله ديگر اين كه بر طبق آيات و روايات ، نياز دوستى با خدا بيشترين اهمّيت را داراست ، به گونه اى كه ارضاى اين نياز ، مستلزم امنيت ، خوش بختى و رستگارى ، رهايى از ترس و تنهايى است . حال ، پس از آشنايى با مبانى نظرى اصل محبّت ، آنچه مهم است اين كه «اصل محبّت» به عنوان يك پايه اساسى در دين ، چه نقشى مى تواند در تنظيم رفتار داشته باشد ؟ ادامه اين بخش را به پاسخ اين سؤال ، اختصاص مى دهيم .
دوستى و تأثير آن در تنظيم رفتار
ساز و كار اصل محبّت در تنظيم رفتار ، از طريق مسائل زير قابل تبيين است :
الف ـ اثرپذيرى از دوست
آنچه در روابط بين دوستان اهمّيت دارد ، وابستگى هاى خاصّى است كه بين آنها ايجاد مى شود . دوستان از راه هاى مختلف ، در شكل گيرى شخصيت ، ارزش ها ، باورها و رفتارهاى يكديگر تأثير مى گذارند . تأثير دوستى در حالات و رفتار افراد ، به گونه اى است كه در آموزه هاى دينى ، شناخت شخصيت فرد بر حسب ويژگى ها و صفات دوستان او ميسّر مى شود . از رسول خدا روايت شده كه فرمود :