در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ٤١٣
خشم ، نشانى از آتش جهنّم است كه خداوند بر رگ هاى بعضى از شما قرار مى دهد . آيا نمى بينى كه وقتى شخصى عصبانى مى شود ، چشمانش سرخ مى گردد و رنگ رخسارش متغيّر مى شود و رگ هاى گردنش متورّم مى گردد ؟
انواع خشم
خشم به طور كلّى ، به دو نوع سالم و ناسالم ، تقسيم مى شود .
الف ـ خشم ناسالم
خشم ناسالم ، از باورهاى ناسالم سرچشمه مى گيرد و معمولاً به صورت حركاتى چون لگد زدن ، پا به زمين كوبيدن ، اعتصاب ، فرياد زدن و... تظاهر پيدا مى كند . به اعتقاد روان شناسان ، شخصى سازى ، تفكّر همه يا هيچ ، كمال گرايى و انديشه هاى بايددار ، از مهم ترين باورهاى برانگيزنده خشم اند . از نظر آلبرت اليس ، [١] «بايدانديشى» يا به قول كارن هورناى ، [٢] «حكومت بايدها» ، مهم ترين باور ناسالمى است كه باعث خشم و پرخاشگرى در افراد مى شود . اليس ، انديشه هاى بايددارى را كه موجب مشكلات هيجانى و خشم در افراد مى شوند ، در سه «بايد» اصلى گنجانده است كه عبارت اند از : ١ . من بايد خوب عمل كنم و تأييد ديگران را جلب نمايم. در غير اين صورت ، آدم بى عرضه اى هستم . ٢ . مردم بايد با من منصفانه و با ملاحظه برخورد كنند و در هر شرايطى ، به من احترام بگذارند . ٣ . شرايط زندگى ، بايد به نحوى باشد كه به خواسته هايم برسم . در غير اين صورت ، زندگى غيرقابل تحمّل مى شود . [٣] افكار بايددار ، مطلق گرايانه و جزمى هستند و هنگامى كه مطابق آن عمل
[١] م . Albert, Ellis.[٢] . Karen, Horney.[٣] . هيچ چيز نمى تواند ناراحتم كند ، ص ٨٥ .