در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ٣٧٠
انبيا و اوصيا ، براى خاموشى مبعوث نشده اند ؛ بلكه خداوند آنها را براى سخن گفتن فرستاده است . بهشت ، با سكوت به دست نمى آيد ، دوستى خدا را با سكوت نمى توان يافت و جلوى آتش دوزخ را با سكوت نمى توان گرفت. همه اينها با سخن گفتن ، به دست مى آيند. بنا بر اين ، رويكرد كلّى دين ، اين است كه سخن گفتن ، بهتر از سكوت و خاموشى است. با اين حال ، در برخى از احاديث ، به سكوت توصيه شده است.
ارزش سكوت
كاركرد زبان ، بسيار وسيع است و ميدان فعّاليتش ابعاد گوناگونى دارد و اگر اين عضو با نيروى تقوا و مهار نشود ، شيطان مى تواند آن را به هر جايى راه نمايى نمايد و به گم راهى بكشاند. به طور كلّ ، سكوت ، ارزش ذاتى ندارد ؛ بلكه با توجّه به آسيب پذير بودن زبان ، سكوت به عنوان يك راهكار و روشى كه مى تواند از آسيب هاى زبان پيشگيرى كند ، ستوده شده است.
نقش سكوت در پيشگيرى از گفتار نادرست
چنانچه گذشت ، سكوت به عنوان ابزارى بازدارنده و روشى براى پيشگيرى از رفتار كلامىِ نامطلوب ، اهمّيت دارد. بر اساس آموزه هاى دينى ، كسى كه هنوز به ملكه تقوا آراسته نشده و نمى تواند سخن بى نقص بگويد بهتر است سكوت كند. اين موضوع در احاديث ، با واژه «صمت» بيان شده است. صمت در لغت ، به معناى سكوت و خاموشى است و در اصطلاح علم اخلاق ، حفظ زبان از گفتارهاى بى فايده و سخن نابجا است. «صُمت» در كاربرد اخلاقى خود ، گستره وسيعى را شامل مى شود. با توجّه به اين برداشت ، سفارش به «صُمت» و «سكوت» در احاديث ، لزوما به معناى سكوت محض و هرگز سخن نگفتن نيست ، بلكه به معناى مراقبت و تهذيب رفتار كلامى است ؛ يعنى در برخى موارد ، گفتار بايد به لحاظ كمّى تنظيم و تعديل شود ، و در برخى موارد نيز به لحاظ كيفى. بنا بر اين ، يكى از روش هاى تنظيم گفتار ، بازدارى و ترك دايمى است. اين روش ، در باره گفتارهايى به كار برده مى شود كه لهو و لعب و