در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ٣٢٤
در نظريه ويليام جيمز (١٩٨٠ م ) ، حرمت خود در ارتباط با «خودِ واقعى» و «خودِ آرمانى» تعريف شده است . در نظريه جيمز ، حرمتِ خود عبارت است از نسبت كاميابى هاى فرد به سطح انتظارات او . اگر فرد به سطح خواسته هاى خود رسيده باشد ، نتيجه آن ، حسّ ارزشمند بودى و حرمتِ خودِ بالاست و اگر فاصله بسيارى بين اين دو باشد ، خود را فردى ناتوان ، ناكارآمد و بى ارزش مى پندارد . [١] كوپر اسميت (١٩٦٩ م) نيز حرمتِ خود را عامل مهمّى در زندگى انسان برشمرده است . وى معتقد است كه درجه رضايت از خود يا ارزش و منزلتى كه فرد براى خويشتن قائل است ، در رفتار و سلامت روانى او از اهمّيت فراوانى برخوردار است . بنا بر اين ، بايد حرمت خود و حسّ ارزشمند بودن را در افراد ، تقويت كرد . كوپر اسميت (١٩٦٧ م) در تحقيقات خود ، به اين نتيجه دست يافت كه در رشد حرمتِ خود و تقويت حسّ ارزشمندى ، چهار عامل از اهمّيت ويژه اى برخوردارند . اين عوامل عبارت اند از : ١ . ميزان ارزش و احترامى كه افراد مهم در زندگى فرد ، براى وى قائل مى شوند ؛ ٢ . تاريخچه موفّقيت هاى فرد و موقعيتى كه در جامعه دارد ؛ ٣ . روش تفسير و تعبير تجارب فردى در زمينه ارزش ها و آرزوهاى فرد . افرادى كه ارزيابى و تفسير مثبتى از زندگى خود دارند و روند زندگى را بر وفق مرادشان مى دانند ، حسّ ارزشمندىِ بالايى خواهند داشت ؛ ٤ . روشى كه فرد در پاسخ به اين ارزشيابى بر مى گزيند . از جمله ويژگى هاى افراد با حرمت خودِ بالا ، اين است كه در مقايسه با افراد با حرمت خودِ پايين ، از استقلال و خلّاقيت بيشترى برخوردارند ، اهداف بالاترى انتخاب مى كنند ، نسبت به شكست ، حسّاس اند و احساس كنترل بيشترى بر خواسته ها و اميال خود دارند . [٢]
[١] . روش هاى افزايش عزّت نفس در كودكان و نوجوانان ، ص ٣٣ ـ ٣٥ .[٢] . عزّت نفس در افراد با نيازهاى ويژه ، ص ١٥ .