در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ١٥٢
روابط آنها وجود دارند . انسان رشدنيافته با امور جارى و رويدادهاى روزمرّه يعنى «اين» ، «اين جا» و «اكنون» زندگى مى كند ؛ ولى انسان رشديافته از امور جارى زندگى ، زمينه و بسترى براى گذر به سوى حقايق و ارزش ها مى سازد . منابع دينى ما از اين گونه مفاهيم ، لبريزند . براى نمونه مى توانيم به موارد زير اشاره كنيم.
الف ـ گذر از حال به گذشته و آينده
بر مبناى اصل گذار ، افق نگرش ، اساسا نه بر مفهوم خطّى زمان (يعنى گذشته ، حال و آينده) ، بلكه در راستاى «حال ـ گذشته ـ آينده» و «آينده ـ حال ـ گذشته» شكل مى گيرد . اين رويكرد ، از رهگذر تحقق گام به گام هدف هاى مورد نظر در دستيابى به آينده است و به گذشته به عنوان منبع و مخزن تجربه ها و فراگيرى هاى مفيد مى نگرد . به تعبير ديگر ، اصل گذار نه به گونه خطّى ، بلكه با رويكرد سيستمى و در نظر گرفتن هم زمان گذشته ، حال و آينده ، اين سه بُعد از زمان را در كنار هم قرار مى دهد . اين كه گذشته چگونه سپرى شده است ، چندان مهم نيست . مهم ، درس هايى است كه از آن مى گيريم و براى بهبود و اصلاح رفتارهاى آينده خود به كار مى بنديم . در آيات و روايات ، به خوبى ، بيان شده است كه چگونه با استفاده از گذشته (تاريخ) به عنوان مخزنى از تجربه ها و عبرت ها و بازپردازى داده هاى فعلى ، مى توان آينده را متحول كرد . تاريخ را مى توان به آزمايشگاه بزرگى تشبيه كرد كه مسائل مختلف زندگى انسان در آن به آزمون سپرده مى شوند . اگر مى بينيم قرآن ، اين همه بر روى تاريخ پيشينيان تكيه مى كند و بسيارى از سوره هاى قرآن ، ناظر به صحنه هاى تاريخى اند ، ناشى از همين نكته است . امام على عليه السلام در نهج البلاغة ، به گونه اى حوادث تاريخى را شرح مى دهد كه گويى دست ما را گرفته و با خود به زمان هاى گذشته مى برد و صحنه ها را به روشنى در برابر چشمان ما مجسم مى كند . گويى لشكريان فرعون را با چشمان خود مى بينيم كه در تعقيب مستضعفان بنى اسرائيل اند و سپس در درياى نيل غرق مى شوند . گويى شهرهاى قوم عاد ، ثمود و قوم لوط را زير ضربات شديد تُندبادهاى سركش ، صاعقه ها ، زلزله ها و