در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ٢٦٠
در ادبيات روان شناسى از آن به «عوامل بر انگيزاننده محبّت» تعبير مى شود . مهم ترين عوامل برانگيزاننده محبّت عبارت اند از :
١ . احسان
گرايش محبّت ، به طور عمده ، هنگامى برانگيخته مى شود كه انسان چيز دلخواه خود را از ديگران دريافت كند . شكل بسيار ابتدايى محبّت ، در اثر تعامل والدين با كودك نمود مى يابد . در اين زمان ، كودك به شيوه اى بسيار ابتدايى ، محبّت به مادر را فرا مى گيرد و چگونگى پاسخ مادر به خواسته هاى كودك ، از قبيل تغذيه ، خواب و بازى ، پايه هاى اوّليه گرايش به محبّت را در كودك ، رقم مى زند . نياز شديد و دائمى به محبّت ، اختصاص به دوران كودكى ندارد ؛ بلكه در سنين بالاتر و حتّى بزرگ سالى نيز اين نياز در فرد ، ديده مى شود . به طور كلّى ، آنچه اين نياز را بيدار مى كند ، احسان است . على عليه السلام مى فرمايد : سَبّبُ المَحَبَّةِ الإِحسَانُ . [١] عامل برانگيزاننده محبّت ، احسان است . محور احسان را لذّت تشكيل مى دهد . يعنى فرد در اثر احسان و لذّت ناشى از آن ، به محبّت و دوستى با پدر و مادر يا ديگران ، سوق داده مى شود . خداوند متعال ، انسان را به گونه اى آفريده است كه دل و جان او در تسخير نيكى و احسان است . بنا بر اين ، به محض اين كه از كسى نيكى ببيند ، به او علاقه مند مى شود . امام على عليه السلام مى فرمايد : قُلُوبُ الرِّجَالِ وَحْشِيَّةٌ، فَمَنْ تَأَلَّفَهَا أَقْبَلَتْ عَلَيْهِ . [٢] دل هاى مردمان ، وحشى اند [ و به كسى علاقه اى ندارند ] . پس هر كس به آنها اُلفت ورزد [ و نيكى كند ] ، به او علاقه مند مى شوند . از اين روايت ، به خوبى دانسته مى شود كه يكى از عوامل برانگيزاننده محبّت ، احسان است .
[١] غرر الحكم ، ح ٥٥١٨ ؛ عيون الحكم و المواعظ ، ص ٢٨١ ؛ ميزان الحكمة ، ج ٣ ، ص ١٢٠٤ .[٢] نهج البلاغة ، حكمت ٥٠ ؛ وسائل الشيعة ، ج ١٢ ، ص ١٥٨ ؛ بحار الأنوار ، ج ٧٤ ، ص ١٧٨ .