در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ٢٦٩
اى سُدير! راست مى گويى . هنگامى كه پاكان يكديگر را مى بينند ـ گر چه اظهار دوستىِ زبانى نكنند ـ ، اُلفت گرفتنِ دل هاشان ، به سرعتِ در آميختن قطره هاى باران با آب رودهاست . به نظر مى رسد علّت اين كه پاكان و افراد مؤمن ، اين گونه سريع با هم دوست مى شوند ، همان آشنايى در عالم ميثاق و شباهت ارزشى آنهاست . اين مسئله با مفهوم «ناهشيار» ، به خوبى قابل تبيين است . اصطلاح ناهشيار ، اشاره به اين است كه گاه نيروهاى درونى كه خارج از آگاهى قرار دارند ، گرايش به محبّت را به وجود مى آورند . در آموزه هاى دينى نه تنها نقش ناهشيار در گرايش به محبّت ، پذيرفته شده است ؛ بلكه در برخى موارد ، ما را به پيروى از آن ، وا داشته است . على عليه السلام در وصيّت به فرزندانش مى گويد : يَا بَنِىَّ، إِنَّ الْقُلُوبَ جُنُودٌ مُجَنَّدَةٌ تَتَلَاحَظُ بِالْمَوَدَّةِ وَ تَتَنَاجَى بِهَا، وَ كَذَلِكَ هِىَ فِى الْبُغْضِ، فَإِذَا أَحْبَبْتُمُ الرَّجُلَ مِنْ غَيْرِ خَيْرٍ سَبَقَ مِنْهُ إِلَيْكُمْ فَارْجُوهُ، وَ إِذَا أَبْغَضْتُمُ الرَّجُلَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ سَبَقَ مِنْهُ إِلَيْكُمْ فَاحْذَرُوهُ . [١] فرزندانم! دل ها سپاهيانى فراهم آمده هستند كه با دوستى ، به يكديگر مى نگرند و بِدان با يكديگر رازگويى مى كنند . در باب دشمنى نيز چنين است . پس اگر كسى را بى آن كه او به سوى شما پيش دستى كرده باشد ، دوست داشتيد ، بدو اميدوار باشيد و هر گاه كسى را بى آن كه بدى اى از او به شما رسيده باشد ، دشمن داشتيد ، از او بپرهيزيد . عوامل ناهشيار ، تعيين مى كند كه چگونه افراد به تعامل با ديگران بپردازد . بنا بر اين ، گرايش به محبّت نسبت به ديگران ، هميشه مبتنى بر عوامل هشيار و شناخت آگاهانه نيست ؛ بلكه چه بسا ممكن است هيچ گونه شناخت آگاهانه اى وجود نداشته باشد و صرفا يك گرايش ناهشيار باشد . شايد بتوان مفهوم «ناهشيار عاطفى» را در اين
[١] زمينه روان شناسى ، سانتراك ، ص ٣٩١ .[٢] زمينه روان شناسى ، هيلگارد ، ص ٦٢١ .[٣] همان ، ص ٦٢٠ و ٦٢١ .[٤] الأمالى ، صدوق ، ص ٢٠٩ ؛ كتاب من لايحضره الفقيه ، ج ٤ ، ص ٣٨٠ ؛ عوالى اللآلى ، ج ١ ، ص ٢٨٨ ؛ بحار الأنوار ، ج ٢ ، ص ٢٦٥ ؛ دوستى در قرآن و حديث ، ص ٧٠ .[٥] علل الشرائع ، ج ٢ ، ص ٤٢٦ ؛ بحار الأنوار ، ج ٩٩ ، ص ٢٢٠ ؛ جامع أحاديث الشيعة ، ج ١٠ ، ص ٣٢ .[٦] الأمالى ، طوسى ، ص ٤١١ ؛ بحار الأنوار ، ج ٧٤ ص ٢٨١ .[٧] الأمالى ، طوسى ، ص ٥٩٥ ؛ بحار الأنوار ، ج ٧٤ ص ١٦٣ ؛ جامع أحاديث الشيعة ، ج ١٥ ، ص ٥١٥ .[٨] الأمالى ، صدوق ، ص ٢٠٩ ؛ بحار الأنوار ، ج ٦١ ، ص ٣١ ـ ٣٢ ؛ دوستى در قرآن و حديث ، ص ٧٢ .[٩] اعراف ، آيه ١٧٢ .[١٠] المحاسن ، ج ١ ، ص ٢٤١ ؛ علل الشرائع ، ج ١ ، ص ١١٨ ؛ بحار الأنوار ، ج ٣ ، ص ٢٨٠ .[١١] تنبيه الخواطر ، ج ١ ، ص ٥٢ ؛ موسوعة العقائد الإسلامية ، ج ٣ ، ص ٢٨٢ .[١٢] اين برداشت و تحليل جديدى است كه تفصيل و توضيح آن را به مجال ديگرى وا مى گذاريم .[١٣] نهج البلاغة ، خطبه ١ ؛ بحار الأنوار ، ج ١١ ، ص ٦٠ .[١٤] كنز الفوائد ، ص ١٩٤ ؛ دوستى در قرآن و حديث ، ص ٧٠ .[١٥] غرر الحكم ، ح ٦٨٦٥ ؛ ميزان الحكمة ، ج ٦ ، ص ٣٠١٠ .[١٦] غرر الحكم ، ح ١٩٢٠ ؛ عيون الحكم و المواعظ ، ص ٢١ ؛ ميزان الحكمة ، ج ٦ ، ص ٣٠١٠ .[١٧] غرر الحكم ، ح ٦٨٦٣ ؛ ميزان الحكمة ، ج ٦ ، ص ٣٠١٠ .