در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ١٠٧
مقدّمه
در فصل هاى گذشته به تعريف ، اهمّيت و مبانى «تنظيم رفتار» اشاره شد و ضمن بررسى عوامل مؤثر در ايجاد و تقويت تنظيم رفتار ، از «تقوا» و «عقل» به عنوان عوامل اصلى در تنظيم رفتار ياد گرديد . از آن جا كه «تقوا» و «عقل» در حدّ نهايى فرآيند تنظيم رفتار قرار دارند و نشان دهنده عالى ترين سطح از آن اند ، به هيچ وجه نمى توانند بى ارتباط با مفاهيم و آموزه هاى اخلاقى ديگر تحليل شوند . از اين رو «تقوا» در تنظيم رفتار ، از سازه هاى ديگر مانند : محبّت ، خوف ، رجا ، حيا و ... مجزّا نيست و تأكيد ما در اين جا بر اين خواهد بود كه تقوا چگونه با اجزاى اوّليه در يك مدل كلّى تنظيم رفتار ، ادغام مى گردد . بنا بر اين ، در اين بخش ، به مرور مفاهيم اخلاقى مرتبط با تنظيم رفتار ـ كه به لحاظ كاركردى ، در مرتبه دوم قرار دارند ـ ، خواهيم پرداخت . طرح و بررسى اين مفاهيم به دو دليل ، حائز اهمّيت است : يك . بررسى اين مفاهيم مى تواند به شناسايى جنبه هايى از پردازش مفهومى منجر گردد كه مستقيما در بهبود تنظيم رفتار به كار مى آيند . دو . مطالعه اين مفاهيم ، ارتباط آموزه هاى اخلاقى را در يك نظام ، باز مى نماياند . به همين جهت مى تواند در تدوين مدل يا نظريه دينى در تنظيم رفتار ، مفيد باشد . عنوانى كه ما براى اين بخش انتخاب كرده ايم ، «اصول و قواعد تنظيم رفتار»