در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ٩٣
تقوا ، از واژه هايى است كه با ساختارهاى مختلف در آيات و روايات به كار رفته است. واژه تقوا ، گاه به فاعل اضافه مى شود ، مانند : «تقوى القلب» و گاه به مفعول ، مانند : «تقوى اللّه » . مفهوم تقوا ، در آموزه هاى دينى از قداست و ارزشمندى خاصّى برخوردار است. با وجود اين ، تنوّع تعاريف در باب تقوا ، نشان دهنده برداشت هاى مختلف از اين مفهوم است و به نظر مى رسد كه تعريف جامع و قابل قبولى در اين زمينه وجود ندارد. در كتاب هاى اخلاق ، تقوا به پرهيزگارى ، اطاعت از خدا ، خود را از خطر دور داشتن ، خدا ترسى ، خويشتندارى و دورى كردن از عقوبت حق ، معنا شده است. [١] به گفته برخى ، تقوا به دو معنا به كار رفته است : ترسيدن و پرهيز كردن. [٢] قُشَيرى ، تقوا را اين گونه تعريف كرده است : با اطاعت از خداوند ، از عذاب او دورى نمودن . [٣] ابو عبد اللّه رودبارى ، در تعريف تقوا مى گويد : تقوا ، دورى گزيدن است از آنچه كه تو را از خدا دور مى سازد. [٤] امام خمينى رحمه الله در تعريف تقوا گفته است : تقوا ، در لغت ، به معناى نگهدارى است و در لسان اهل شرع ، عبارت است از حفظ نفس از مخالفت اوامر و نواهى حق و متابعتِ رضاى او . [٥] ديگر انديشه وران مسلمان و عالمان اخلاق نيز هر كدام تعريفى از تقوا ارائه داده اند كه بازنگرى و گزارش آنها در اين نوشتار ، مقدور نيست. هر چند اين تعاريف ، هر كدام مراتبى از اعتبار را دارا هستند ؛ امّا براى به كار بردن هريك به منزله
[١] ر. ك: فرهنگ معارف اسلامى ، ج ١ ، ص ٥٧٣ ؛ فرهنگ اصطلاحات قرآنى ، ص ٨٩ ؛ معارف و معاريف ، ج ٣ ، ص ٦٤٠ .[٢] شرح التعرّف ، ج ٣ ، ص ١٣١ .[٣] معناشناسى واژگان قرآن ، ص ١٥٤ ـ ١٥٧ .[٤] همان جا .[٥] شرح چهل حديث ، ص ٢٠٦.