در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ٨٩
فصل سوم : مسئله خودْنظم بخشى رفتار
مقدّمه
حالات و ويژگى هايى كه در انسان به صورت فطرى وجود دارد ، فرد را به جهت خاصّى ترغيب مى كند ؛ امّا به خودى خود ، تمامى انرژى لازم را در اختيار نمى گذارد و جهت رفتار را كاملاً معيّن نمى كند. اين ، همان چيزى است كه گفته مى شود حالت هاى فجور و تقوا در انسان ، الهام شده ؛ امّا اين كه انسان ، عملاً كدام يك از اين دو جهت را انتخاب كند و رفتار خود را به كدامين سمت و سو جهت بخشى كند ، به ويژگى هاى شخصيتى و نظام اعتقادى او بستگى دارد . تنظيم رفتار ، از جمله مسائل و موضوعاتى است كه در آيات و روايات فراوان ، مورد توجّه قرار گرفته است. در واقع ، اصول و مفاهيم عام اخلاقى مانند : تقوا ، زهد ، عفّت ، حيا ، ايمان ، تزكيه و تهذيب نفس و آموزه هايى چون : مراقبه ، مشارطه ، محاسبه و جهاد با نفس ، از مباحثى هستند كه در گستره تنظيم رفتار جاى مى گيرند . از اين منظر ، تنظيم رفتار ، جزء لاينفك دين است. نظام دينى ، منطق و پويايىِ خاصّ خود را دارد . از نظر اسلام ، انسان اين توانايى را دارد كه اعمال و رفتار خود را با بهره گيرى از نيروى عقل و خِرد ، در جهت مثبت و هماهنگ با آنچه كمال معنوى او محسوب مى شود ، برنامه ريزى كند. به طور كلّى ، مسئله خود نظم بخشىِ رفتار ، با بهره گيرى از مفهوم عقل و تقوا ، قابل تبيين است كه در ادامه به آن مى پردازيم.