در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ٣٩١
در اوايل تاريخ روان شناسى ، بويژه پس از شكل گيرى رويكرد شناختى ، علاقه به مسئله تفكّر ، بسيار مطرح بود . اين رويكرد درون گرايانه به داده هاى فراوانى منجر شد كه در تنظيم تفكّر نيز مؤثّر بودند . در طول قرن بيستم ، بسيارى از روان شناسان به موضوع تفكّر توجّه كردند . دكتر رابرت سى پيل [١] مى گويد : بزرگ ترين و مؤثّرترين دارو ، در خود ما وجود دارد ؛ امّا تاكنون ياد نگرفته ايم كه آگاهى ها ، شناخت ها و واكنش هاى ذهنى و احساسىِ خود را به منظور استفاده حدّ اكثرى از آن ، تنظيم كنيم. [٢] يكى از كسانى كه بيشترين تحقيقات را در زمينه مديريت و تنظيم تفكّر ، به ثمر رسانده ، جوزف ولپى است . وپسى با استفاده از دانش روان شناسى و به منظور پيشگيرى و كاهش اختلالات مربوط به تفكّر ، روشى را در سال ١٩٥٨ م ، ابداع نموده كه اصطلاحا از آن به روش «توقّف فكر» [٣] ياد مى شود . اين روش براى پيشگيرى و درمان افكار وسواسى خودآيند به كار مى رود . روش توقّف فكر ، اين گونه است كه ابتدا فرد ، افكار منفى و نادرست خود را شناسايى مى كند و به صورت منطقى مى پذيرد كه رفتارهاى نابه هنجار و خطاها و گناهان او ، در واقع ، برخاسته از اين افكار و انديشه هاست. پس از اين تحليل منطقى ، به تدريج ياد مى گيرد كه افكار نادرست خود و تصوّرات متأثّر از اين افكار را متوقّف كند. روش توقف فكر در روان شناسى ، هم به صورت خوديارى و هم براى اصلاح و هدايت ديگران ، مورد استفاده قرار گرفته است. مارتين و پيير ، نحوه استفاده از روش توقّف فكر را در محيط هاى بالينى و بين فردى ، اين گونه توضيح داده اند كه ابتدا درمانگر از مددجو مى خواهد كه به افكار وسواسىِ خود بپردازد و انديشه ها و تصوّراتى را كه هميشه او را به خود مشغول مى دارند ، مجسّم كند. بعد درمانگر ، ناگهان بر سر مددجو داد مى زند كه «بس است»! اين عمل ، بلافاصله به توقّف افكار
[١] . Robert C. Peal.[٢] باز هم مثبت درمانى ، ص ٨٣ .[٣] . thought stopping.