در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ٣٦
مى توانيم رفتار آنان را پيش بينى كنيم و بر رفتار آنان نظارت داشته باشيم و چنان كه مى دانيم ، براى بسيارى از افراد ، بويژه در محيط هاى تربيتى و آموزشى ، پيش بينى كردن و به كنترل در آوردن رفتارهاى ديگران ، اهمّيت بسيارى دارد . مثلاً اگر يك مربّى اخلاق ، نگرش ها و طرز تفكّر افراد را به درستى شناخته باشد ، بهتر مى تواند براى اصلاح و تهذيب رفتار آنان برنامه ريزى كند. در حيطه فردى نيز الگوهاى شناختى تنظيم رفتار ، بسيار مفيد و راه گشايند . روى هم رفته ، روان شناسى شناختى ، تصور ما از تنظيم رفتار انسان را تغيير داده و آن را از صورت ماشينى ، به صورت انسانى تبديل كرده است . وينر [١] اين تغيير ايدئولوژيكى را (از توصيف زيستى تنظيم رفتار به توصيف شناختى و عقلانى) به خوبى در كتاب نظريه هاى انگيزش ؛ از مكانيزم تا شناخت [٢] توضيح داده است. به موازات رشد روان شناسى شناختى ، پيشرفت هاى قابل ملاحظه اى در زمينه تنظيم رفتار پديد آمد و از سال هاى ١٩٨٠م . به بعد ، مدل هاى شناختى ـ انگيزشى جالبى در اين خصوص ارائه شد. روان شناسان شناختى ، در قالب واژه ها و الگوهاى مختلف ، به نقش عوامل شناختى در تنظيم رفتار اشاره نموده اند . [٣] جنبش شناختى ، هم در روش هاى سنّتى تنظيم رفتار ديده مى شود . و هم در ديدگاه پردازش اطّلاعات و رشد شناختى . خطوط اوّليه رفتارگرايى شناختى را مى توان در كار تولمن [٤] در دهه ١٩٣٠ ميلادى يافت . تولمن فكر مى كرد كه نفى روندهاى شناختى در روان شناسى ، خطاست . او مدل «متغيّر مداخله گر بسيار بانفوذ» را در تلاش براى پيوند مطالعه پديده هاى قابل مشاهده به رويدادهاى شناختى درونى ، تدوين نمود . در اين مدل ، فرآيندهاى شناختى ، عبارت بودند از : متغيّرهايى كه بين شرايط محرّك و رفتارهاى آشكار ، واسطه مى شوند .
[١] . Weiner, B.[٢] . Theories of Motivation; from Mechanism to Cognition, ١٩٧٢.[٣] . Self - Regulation: a brief review, Internet.[٤] . Tolman.