در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ٣٥٥
مقدّمه
در بخش هاى قبلى ، افزون بر تعريف تنظيم رفتار ، پيشينه ، ضرورت و عوامل درونْ فردىِ مؤثّر در شكل گيرى اين فرآيند را بررسى نموديم و گفتيم كه عوامل مختلفى در اين زمينه نقش دارند . همچنين ، در باره اصول و قواعد نهگانه تنظيم رفتار ، بحث كرديم . اينك در اين بخش ، در پىِ ارائه نظريه و مدلى براى تنظيم رفتار هستيم كه پايه هاى نظرى و اصول موضوعه خود را از قرآن و حديث گرفته باشد. شايد در نگاه نخست ، تعبير «نظريه» قدرى دور از واقع و تا حدودى بلند پروازانه به نظر آيد ؛ اما با توجّه به تعريفى كه از نظريه ارائه شده ، مى توان اين تعبير را پذيرفت . كاربرد غير تخصّصى نظريه ، در مقابل عمل و تجربه نگرى ، يا قطعيت قرار دارد ؛ ولى در محافل علمى ، منظور از نظريه ، مجموعه اى از گفته ها است كه براى توضيح داده ها در زمينه معيّن به كار مى روند. [١] دين ، بسته به حجم معارف و تعاليمى كه ارائه مى كند و متناسب با گستردگىِ قلمروى كه احاطه كرده است و همسو با مقاصد و اهدافى كه دنبال مى كند ، مى تواند نظريه هايى را در زمينه هاى مختلف به وجود آورد. و مثلاً نظريه و مدل (الگوى) ويژه اى را براى تنظيم رفتار ارائه كند . در پژوهش حاضر ، از مفهوم «تقواى عاقلانه» به عنوان يك مفهوم محورى و بنيادى در تنظيم رفتار ، بهره مى گيريم.
[١] نظريه هاى روان درمانى ، ص ٢١ .