در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ٣٢٩
« وَ لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِى ءَادَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِى الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَـتِ وَ فَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً . [١] همانا فرزندان آدم را گرامى داشتيم و در بيابان و دريا ، آنان را سوار كرديم ، و از پاكيزه ها به آنان روزى داديم ، و آنان را بر بسيارى از مخلوقات ، برترى بخشيديم » . در اين آيه ، كرامت انسان به طور كلّى مطرح شده است . لذا مفسّران ، در پى يافتن پاسخ به اين سؤال اند كه : كرامت انسان ، به چه چيزى و چگونه است ؟ به نظر مى رسد كه همه افراد ، به يك اندازه از اين كرامت برخوردارند . در اين صورت چگونه مى توانيم افرادى را كه سراسر زندگى شان ظلم ، جنايت ، گناه و عصيان است ، مشمول اين آيه بدانيم ؟ وقتى صحبت از «خلافت انسان» به ميان مى آيد ، بر ابهام اين موضوع ، افزوده مى شود . به منظور پاسخگويى به اين سؤالات ، به ايده جديدى نيازمنديم . ايده هاى جديد ، اغلب تفصيل و بسط يا كاربردهاى جديد عقايد موجود است . اگر ايده اى جديد ، بسط عقايد موجود باشد ، كاملاً منطقى به نظر مى رسد كه آنچه را قبلاً بيان شده است ، به طور نظامدار بررسى كنيم . دانش پايه در اين زمينه ، يعنى تبيين ها و تفسيرهايى كه از «كرامت» و «خلافت انسان» ارائه شده ، عناصر لازم را براى ايجاد برداشت و تحليلى جديد و متفاوت ، فراهم مى آورد . بيشتر محقّقان و قرآن پژوهان پذيرفته اند كه «كرامت» و «خلافت» ، مربوط به نوع انسان است و منظور از خلافت در آيه ٣٠ سوره بقره ، خلافت الهى است ؛ [٢] امّا در تبيين اين كه ملاك كرامت انسان چيست و خلافت الهى با جنبه هاى منفى ورفتار نامطلوب انسان ، چگونه قابل جمع اند ، در بيانشان ابهام هايى وجود دارد . شايد بتوان اين چالش نظرى را به اين صورت حلّ كرد كه بگوييم خداوند ، ظرفيت خليفة اللّهى را به انسان ، اعطا كرده است . منظور از كرامت ذاتى نيز يك سرى ويژگى ها و توانايى هايى است كه خداوند ، در فطرت زيستى و روانى انسان قرار داده است . اين
[١] . اسرا ، آيه ٧٠ .[٢] «وَ إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَـلـءِكَةِ إِنِّى جَاعِلٌ فِى الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ ...» (بقره ، آيه ٣٠) .