در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ٣٢٢
ارزشى اى مهم تر از داورى او در باره خويشتن نيست . هر انسانى بر اساس معيارهايى كه در اختيار دارد ، همواره ميزان كارآيى ، كاميابى و ارزشمندى خود را مورد ارزيابى قرار مى دهد . فردى كه خود را مفيد ، كارآمد و ارزشمند بداند و كرامت بالايى داشته باشد ، از سلامت روانى بيشترى برخوردار است و در نتيجه ، توان بيشترى براى رويارويى با فشارها ، مشكلات روانى و رويدادهاى ناگوار زندگى خواهد داشت . در مقابل ، شخصى كه از خود ، تصوّر منفى داشته باشد و خود را ناتوان ، بى ارزش و بى كفايت بداند ، به مشكلات روانى بسيارى دچار مى شود و در موقعيت هاى دشوار زندگى ، تاب مقاومت نخواهد داشت . براندن طى سال ها مطالعات تجربى و كار روان درمانى (١٩٥٠ ـ ١٩٩٠ م ) ، به اين نتيجه رسيده است كه مخرجِ مشترك بسيارى از اختلالات روانى و نابه هنجارى ها ، فقدان حرمتِ خود يا كمبود حسّ ارزشمندى در افراد است . بنا بر اين ، هدف اوّليه و اصلى روان درمانى ، ايجاد حسّ ارزشمندى و تقويت حرمت خود در افراد است . [١] ديگر روان شناسان نيز از حرمت خود ، به عنوان اصلى اساسى و مهم در زندگى ـ كه نقشى سازنده در رفتار ما دارد ـ ، ياد كرده اند . [٢] راجرز (١٩٦١ م) ، مَزلو (١٩٧٠ م) ، شيهان (١٩٩٨ م) كلارك و كلمز (١٩٨١ م) ، حرمت خود را به عنوان يك نياز و چيزى كه پيوسته براى دستيابى به آن مى كوشيم ، توصيف كرده اند . در اين ميان ، راجرز و مَزلو ، سهم بيشترى در تبيين اين نظريه دارند و هر دو معتقدند كه هدف اصلى ، رسيدن به خودْشكوفايى و حرمت خودِ مثبت است . مزلو (١٩٧٠ م) در طبقه بندى نيازهاى انسان ، نياز به حرمتِ خود را چهارمين نياز برشمرده است . وى ، هرمى از نيازها را ارائه مى دهد و معتقد است كه سلسله مراتب موجود در هرم ، نيازهاى وى ، به هم پيوسته است . در اين هرم ، نيازهاى فيزيولوژيك ، نياز به ايمنى ، تعلّق و محبّت ، حرمتِ خود و سرانجام خودشكوفايى ،
[١] . ر. ك : توكّل به خدا ، راهى به سوى حرمت خود و سلامت روان ، ص ٢ ـ ٤ .[٢] . ادراك خود از كودكى تا بزرگ سالى ، ص ١٣٤ ـ ١٣٦ .