در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ٣٠٨
كه به صورت نوعى بين جنبه هاى «خود» در نظر گرفته شود. طبق اين برداشت ، هر فرد مى تواند بخشى از وجود خود را به عنوان يك ناظر فرضى لحاظ كند. جوهره اصلى يك چنين طرز تفكّرى ، اين است كه شخص ، سازمان يافتگى يگانه خود را به دو بخش مجزّا تحليل كند. چنين رويكردى ، تا حدّى منطقى و مستدل است و بسيارى از روان شناسان ، از جمله آنهايى كه به نظريه پردازان خود شناخته شده اند ، چنين ديدگاهى را اساس كار خود مى دانند.
ابعاد خود
توجّه به ابعاد خود ، يكى از راهبردهايى است كه مى تواند در فهم «حيا از خود» ، مؤثّر باشد. ابعاد ، خود موضوع پژوهش هاى بسيارى بوده ، ولى در اصل ريشه هاى آن به نظريات جرج هربرت ميد و ويليام جيمز برمى گردد. اين مسئله در نظريه جميز ، از صراحت ويژه اى برخوردار است. جيمز ، «خود» را به دو جزء يا جنبه كلّى و اساسى تقسيم مى كند : خودِ فاعلى يا عامل ، و خودِ مفعولى يا موضوع . خودِ مفعولى يا موضوع ، عبارت است از مجموعه چيزهايى كه فرد مى تواند آنها را از آنِ خود بداند. خودِ مفعولى ، از عناصرى تشكيل شده است كه معرّف و بيانگر خود مورد شناخت ، يا خود به گونه شناخته شده است. عناصر تشكيل دهنده خودِ مفعولى ، عبارت اند از : ويژگى هاى مادّى (بدن ، مالكيت) ، ويژگى اجتماعى (ارتباط ها ، نقش ها) ، ويژگى هاى شناختى (افكار ، عقايد ، باورها) و ويژگى هاى رفتارى (عمل و كردار). به اعتقاد ميد (١٩٣٤ م ) ، آگاهى فرد از اين كه موضوعى در حوزه ادراكى ديگرى است و بازتاب درونى شده آن ـ يعنى آگاهى بر اين كه موضوعى در حوزه ادراكى خويشتن است ـ ، منجر به تجسّمى از خود در قالب خودِ مفعولى (Me) يا خود به عنوان موضوع (Self as object) مى گردد. جنبه ديگر خود ، خودِ فاعلى يا عامل (Self as Subject) است. به نظر ميد ، خودِ فاعلى در ارتباط پويا با خودِ مفعولى است. [١] طبق نظريه جيمز و ميد ، خودِ فاعلى در تعيين كنش و عملكرد فرد ، مؤثّر
[١] ر . ك : ادراك خود از كودكى تا بزرگ سالى ، ص ٥٢ ـ ٨٤ .[٢] ر. ك : همان ، ص ١٨٩ و ١٩٠ .