در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ٢٩١
ب ـ بازدارى و كاهش رفتار
مفهوم مقابل آسان سازى اجتماعى ، «بازدارى اجتماعى» [١] است كه به كاهش عملكرد فرد به علّت حضور افراد ديگر ، اشاره دارد . [٢] اين مفهوم ، از زمانى ابداع شد كه آلپورت (در سال ١٩٢٠) وتراويس (در سال ١٩٢٥) در تحقيقات خود ، دريافتند كه گاهى حضور ديگران باعث كاهش عملكرد فرد مى شود. دشيل نيز (در سال ١٩٣٠) دريافت كه گاهى حضور ديگران ، در انجام دادن يك تكليف ، اخلال ايجاد مى كند . [٣] اين سؤال ، از همان آغاز ، براى برخى روان شناسان مطرح بود كه : چگونه حضور ديگران ، گاهى تسهيل كننده است و گاهى بازدارنده ؟ تحقيقات اوّليه ، چيزى جز اين حقيقت را كه حضور ديگران ، گاهى باعث افزايش و بهبود و گاهى موجب تقليل و كاهش آن مى شود ، اثبات نكرد ، تا اين كه در سال ١٩٦٥ م ، زايونگ با تحقيقات گسترده اى توانست به اين سؤال پاسخ دهد. وى در مطالعات خود ، به اين نتيجه دست يافت كه : حضور ديگران ، ما را از نظر فيزيولوژيك ، تحريك مى كند و حتّى براى اين كار ، نوعى گرايش فطرى نيز در انسان وجود دارد. لذا وى به عنوان يك اصل كلّى ، اين موضوع را مطرح كرد كه حضور ديگران ، همواره ما را از نظر فيزيولوژيك ، تحريك مى كند ؛ امّا در عمل و آنچه در رفتار بيرونى فرد مشاهده مى كنيم ، دو نوع رفتار را مى توانيم از هم متمايز كنيم. توجيه زايونگ در باره اين دوگانگى ، اين بود كه تحريك فرد به علّت حضور ديگران ، تجلّى «پاسخ مسلّط» را آسان مى كند. منظور از پاسخ مسلّط ، پاسخى است كه بيشتر ، آمادگى داريم آن را در موقعيت هاى خاص از خود نشان دهيم. اگر براى پاسخ دادن به يك مسئله بيشتر آمادگى داشته باشيم ، پاسخ مسلّط ، همان خواهد بود و حضور ديگران ، موجب خواهد شد كه آن پاسخ ، راحت تر به ذهن ما برسد. برعكس ،
[١] . Social - inhibition.[٢] روان شناسى اجتماعى ، فرانزوى ، ص ٢١٠ .[٣] روان شناسى اجتماعى ، فركاس ، ص ٣١٥ .