در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ٢٧١
معرفت ، در دل هايشان استوار شد و موقف (پيمان) را از ياد بردند و به زودى ، آن را به ياد خواهند آورد و اگر چنين نبود ، هيچ كس نه خالق خود را مى شناخت و نه روزى رسان خود را . نكته جالب در اين روايت ، آن است كه امام عليه السلام مى فرمايد كه اگر آن رويارويى و شناختِ بدون پرده اى كه در عالم ميثاق صورت گرفته ، نبود ، هيچ كس نمى توانست بداند و بشناسد كه آفريدگارش كيست و روزى دهنده اش چه كسى است . در واقع ، همين شناخت ، باعث شده كه گرايش و عشق و محبّت به خدا در همه انسان ها به صورت فطرى باشد . امام حسن عليه السلام مى فرمايد : مَن عَرِفَ اللّه َ أَحَبَّهُ . [١] كسى كه خدا را شناخت ، او را دوست مى دارد . پس محبّت به خدا ، مبتنى بر شناخت و آگاهى اى است كه در عالم ميثاق ، حاصل شده است ، هر چند به مرور زمان و در عالم دنيا ، اين شناخت به ناهشيارى تبديل شده و در سطح ناهشيار قرار دارد و به تبع آن ، دوستى و گرايش عاطفى انسان به خدا نيز به صورت ناهشيار عاطفى در آمده است . [٢] وظيفه انبياى الهى ، بيدار سازى فطرت و زدودن موانع و حجاب ها از دل و ديده انسان هاست تا آنچه در ميثاق ديده و تجربه كرده اند ، دوباره يادآورى شود . على عليه السلام در اين باره مى فرمايد : فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِىَّ نِعْمَتِهِ وَ يَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْلِيغِ . [٣] پس در ميان آنان ، پيامبرانش را برانگيخت و آنها را پى در پى به سوى آنان فرستاد تا اداى ميثاق فطرت را از آنان بخواهند و نعمت هاى از ياد رفته را به آنان يادآور شوند و با دادن اطّلاع ، بر آنها احتجاج كنند .
[١] تنبيه الخواطر ، ج ١ ، ص ٥٢ ؛ موسوعة العقائد الإسلامية ، ج ٣ ، ص ٢٨٢ .[٢] اين برداشت و تحليل جديدى است كه تفصيل و توضيح آن را به مجال ديگرى وا مى گذاريم .[٣] نهج البلاغة ، خطبه ١ ؛ بحار الأنوار ، ج ١١ ، ص ٦٠ .