در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ٢٦٧
بيشتر به هم علاقه پيدا كرده اند و در پايان اين دوره ، به دوستى محكم ترى رسيده اند تا كسانى كه به هم بى شباهت بوده اند . [١] تحقيقات انجام شده از سال ١٨٧٠ م ، تاكنون ، اين فرضيه را تأييد كرده است كه آشنايى و شباهت ، يكى از عوامل مؤثّر در ايجاد دوستى و مهرورزى بين افراد است . [٢] در احاديث نيز آشنايى و شباهت ، به عنوان يكى از عوامل مؤثّر در دوستى معرّفى شده است . رسول خدا مى فرمايد : الأَرْوَاحُ جُنُودٌ مُجَنَّدَةٌ، فَمَا تَعَارَفَ مِنْهَا ائْتَلَفَ، وَ مَا تَنَاكَرَ مِنْهَا اخْتَلَف . [٣] جان ها همچون سپاهيانى فراهم آمده [ و صف كشيده ] هستند كه هر كدام كه يكديگر را بشناسند ، با يكديگر اُلفت مى گيرند ، و هر كدام كه ديگرى را نشناسند ، با يكديگر اختلاف مى يابند . بر طبق اين روايت ، آشنايى ، موجب اُلفت و دوستى است . معمولاً آشنايى در اثر مجاورت به وجود مى آيد . مجاورت فيزيكى ، خيلى راحت مى تواند دوستى را افزايش دهد ؛ زيرا اشخاصى كه در كنار يكديگر زندگى مى كنند ، بيشتر نسبت به همديگر شناخت پيدا مى كنند . تجربه شخصى نيز اين مطلب را تأييد مى كند . ما با افرادى كه آنها را بيشتر مى بينيم ، بيشتر آشنا مى شويم . زندگى روزمرّه ، موقعيت هاى بسيارى فراهم مى آورد كه در آنها آشنايى و مجاورت ، موجب دوستى مى شود . با اين همه ، در آموزه هاى دينى در مورد عوامل دوستى ، تبيين هاى ديگرى نيز عنوان شده است . يكى از آنها آشنايى و شباهت در عالم ميثاق است . اين فرضيه ، از آموزه «عالم ذرّ» نشئت مى گيرد ؛ آموزه اى كه بر پايه آن ، انسان ها قبل از آن كه به دنيا بيايند ، در كنار هم بوده اند و بر اثر آن ، نسبت به يكديگر شناخت پيدا كرده اند . رواياتى كه اثر آشنايى را بر جاذبه
[١] زمينه روان شناسى ، هيلگارد ، ص ٦٢١ .[٢] همان ، ص ٦٢٠ و ٦٢١ .[٣] الأمالى ، صدوق ، ص ٢٠٩ ؛ كتاب من لايحضره الفقيه ، ج ٤ ، ص ٣٨٠ ؛ عوالى اللآلى ، ج ١ ، ص ٢٨٨ ؛ بحار الأنوار ، ج ٢ ، ص ٢٦٥ ؛ دوستى در قرآن و حديث ، ص ٧٠ .