در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ٢٥٦
اين ، هر محبّت ديگرى ، اگر در طول محبّت خدا و در راستاى آن باشد ، پذيرفته و مطلوب است و در غير اين صورت ، منفى و نكوهيده خواهد بود . در روان شناسى دينى ، بر خلاف روان شناسى تجربى ، نياز دوستى با خدا ، محور و اساس روابط انسان را تشكيل مى دهد . به تعبير ديگر ، پيش شرط تمامى دوستى هاى انسان ، دوستى با خداست . انسان ، بايد حُب و بُغض خود نسبت به انسان هاى ديگر را بر اساس حُبّ و بُغض خدا شكل دهد . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى فرمايد : مَنْ أَحَبَّ فِى اللّه ِ وَ أَبْغَضَ فِى اللّه ِ وَ أَعْطَى فِى اللّه ِ وَ مَنَعَ فِى اللّه ِ، فَهُوَ مِنْ أَصْفِيَاءِ اللّه ِ . [١] كسى كه به خاطر خدا ، دوستى كند و به خاطر خدا بُغض بورزد و به خاطر خدا عطا كند و به خاطر خدا دست [ از عطا ] باز دارد ، او كسى است كه ايمانش كامل شده است . دوستى هاى ديگر مى تواند شكل هاى مختلفى به خود بگيرد ؛ ولى همه آنها الزاما در پرتو دوستى با خدا معنا پيدا مى كند .
دوستى نسبت به اهل بيت عليهم السلام
اين ، امرى كاملاً طبيعى است كه هر كس شخصى را دوست بدارد ، دوستان او را و حتّى كسانى را نيز كه به نوعى به او منتسب هستند ، دوست بدارد و اين ، غير از آن است كه گفتيم انسان ، فقط نياز به محبّت با خدا دارد و بايد دوستىِ غير خدا را از دل بيرون كند ؛ زيرا كسى كه پيامبر صلى الله عليه و آله را به خاطر اين كه رسول خداست و قرآن را به خاطر اين كه كلام خداست ، دوست بدارد ، در واقع ، دليلى بر كمال حُب او نسبت به خداوند است . قرآن كريم نيز ، اين مطلب تأييد كرده و مى فرمايد : «قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِى يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ . [٢]
[١] الكافى ، ج ٢ ، ص ١٢٥ ؛ المحاسن ، ج ١ ، ص ٢٦٣ ؛ وسائل الشيعة ، ج ١٦ ، ص ١٦٦ ؛ بحار الأنوار ، ج ٦٩ ، ص ٢٤٠ .[٢] آل عمران ، آيه ٣١ .[٣] الكافى ، ج ٨ ، ص ١٢٩ ؛ تحف العقول ، ص ٣٥٧ ؛ دوستى در قرآن و حديث ، ص ٤٤٤ .[٤] الأمالى ، صدوق ، ص ٥٦٣ ؛ كتاب من لايحضره الفقيه ، ج ٢ ، ص ٦١٧ ؛ تهذيب الأحكام ، ج ٦ ، ص ٩٥ ؛ دوستى در قرآن و حديث ، ص ٤٤٤ .[٥] مشكاة الأنوار ، ص ٢٢٠ ؛ جامع السعادات ، ج ٣ ، ص ١٢٠ ؛ جامع أحاديث الشيعة ، ج ١٦ ، ص ٢٢٩ .