در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ٢٢٧
پيامبر اكرم آن قدر براى نماز و عبادت مى ايستاد كه پاهايش ورم مى كرد و آن قدر نماز شب مى خواند كه چهره اش زرد مى شد و آن قدر هنگام عبادت مى گريست كه بى حال مى شد . شبى عايشه متوجه شد كه پيامبر صلى الله عليه و آله با زحمتِ طاقت فرسايى نماز مى خواند و خدا را عبادت مى كند. عرض كرد: اى رسول خدا! چرا خود را آن همه زحمت مى دهى ، با اين كه خداوند ، گناه گذشته و آينده تو را بخشيده است؟ پيامبر صلى الله عليه و آله در پاسخ فرمود : أَفَلَا أَكُونُ عَبْداً شَكُوراً ؟! [١] آيا [ براى خدا ] بنده اى سپاس گزار نباشم؟! عبد الملك عين ، همين سؤال را از امام سجّاد عليه السلام پرسيد و گفت : چرا در عبادت ، اين قدر خودت را به زحمت مى اندازى؟ تو پاره تن پيامبر صلى الله عليه و آله و بيش از هر كسى به ايشان نزديك هستى. امام عليه السلام با تعجب در جواب فرمود: «پس شكر و سپاس در برابر نعمت هايى كه خداوند عطا فرموده است ، چه مى شود؟» و سپس فرمود: وَ اللّه ِ، لَوْ تَقَطَّعَتْ أَعْضَائِى وَ سَالَتْ مُقْلَتَاىَ عَلَى صَدْرِى لَنْ أَقُومَ للّه ِِ جَلَّ جَلَالُهُ بِشُكْرِ عُشْرِ الْعَشِيرِ مِنْ نِعْمَةٍ وَاحِدَةٍ مِنْ جَمِيعِ نِعَمِهِ الَّتِى لَا يُحْصِيهَا الْعَادُّونَ . [٢] سوگند به خدا ، اگر بر اثر عبادت ، اعضايم بند بند از هم جدا شوند و چشم هايم از كاسه بيرون آيند و روى سينه ام بيفتند ، نمى توانم شكر يك دهمِ نعمتى از نعمت هاى بى شمار خداوند را به جاى آورم ... . در احوالات امام كاظم عليه السلام آمده كه آن حضرت ، روزى سوار بر مركب ، از جايى عبور مى كرد. ناگاه پياده شد و سجده طولانى به جاى آورد و سپس سوار بر مركب شد. اصحاب پرسيدند: علت اين كار چه بود؟ امام در جواب فرمود : إِنَّنِى ذَكَرْتُ نِعْمَةً أَنْعَمَ اللّه ُ بِهَا عَلَىَّ فَأَحْبَبْتُ أَنْ أَشْكُرَ رَبِّى . [٣] در حال حركت ، به ياد نعمتى افتادم كه خداوند به من عطا كرده است . خواستم براى آن ، سجده شكر به جا آورم .
[١] الأمالى ، طوسى ، ص ٤٠٤ ؛ وسائل الشيعة ، ج ٦ ، ص ١٩٢ ؛ بحار الأنوار ، ج ٧١ ، ص ٤٨ .[٢] فتح الأبواب ، ص ١٧٠ ؛ بحار الأنوار ، ج ٤٦ ، ص ٥٧ ؛ مستدرك الوسائل ، ج ١ ، ص ١٢٦ .[٣] الكافى ، ج٢ ، ص ٩٨ ؛ وسائل الشيعة ، ج ٧ ، ص ١٩ ؛ بحار الأنوار ، ج ٤٨ ، ص ١١٦ .