در آمدي بر روانشناسي تنظيم رفتار با رويکرد اسلامي - شجاعی، محمد صادق - الصفحة ١٦٣
مَنْ عَرَفَ الْعِبْرَةَ فَكَأَنَّمَا عَاشَ فِى الأَوَّلِين . [١] كسى كه از حال به گذشته ، فرارَوى كند [ و خود را در بافت اجتماعى پيشينيان قرار دهد ] ، مثل اين است كه با آنها زيسته است . ٣ . خود را به جاى ديگرى گذاردن از نظر عاطفى . اين عمل ، جهت شناخت عواطف و احساسات ديگران و سهيم دانستن خود در آن احساسات انجام مى شود . امام على عليه السلام در اين باره مى فرمايد : آن چنان در احوال گذشتگان تفكّر كن و عميق بينديش كه گويا عمرى را با آنان سپرى كرده اى و احساس يكى بودن را تجربه كنى . [٢] خود را به جاى ديگرى گذاردن ـ كه از عبارت «قد صرت كأحدهم» در حديث استفاده مى شود ـ از نظر عاطفى و احساسى ، بالاترين هدف انتقال است. امام على عليه السلام در نهج البلاغة به گونه اى حوادث تاريخى را شرح مى دهد كه گويى دست ما را گرفته و با خود به زمان هاى گذشته مى برد و صحنه ها را به روشنى در برابر چشمان ما مجسم مى كند . داستان لشكريان فرعون با مستضعفان بنى اسرائيل . و يا حكايت عذاب الهى در شهرهاى قوم عاد ، ثمود و لوط ، نمونه هايى از حوادثى است كه امام عليه السلام شرح داده است . اين ، به معناى يعنى وارد شدن به دنياى احساسات ديگران است كه فقط با فرارَوى و تجسم خلّاق ، امكان پذير است. وقتى فرآيند انتقال ، به خوبى انجام شد و فرد توانست خود را به لحاظ ادراكى ، اجتماعى و عاطفى به جاى افراد پيش از خود ( اقوام و ملل پيشين ) قرار دهد ، به تفكر در عملكرد آنها مى پردازد.
مرحله دوم : تفكر
مرحله بعدى ، تأمّل و تفكر است . خداوند در اين زمينه مى فرمايد : «كَذَ لِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْأَيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ . [٣]
[١] . الخصال ، ص ٢٣١ ؛ تحف العقول ، ص ١٦٥ ؛ بحار الأنوار ، ج ٦٨ ، ص ٣٨٣ .[٢] . نهج البلاغة ، نامه ٣١ ؛ تحف العقول ، ص ٧٠ ؛ بحار الأنوار ، ج ٧٧ ، ص ٢٠١ .[٣] . بقره ، آيه ٢١٩ و ٢٦٦ .